در آخرين مرحله از جنگ جهاني
دوم ،يعني هفت هفته پس از تسليم آلمان نازي و شش هفته قبل از بمباران هيروشيما ،
در تاريخ 26 ژوئن 1945 ، نمايندگان پنجاه كشور ، منشور ملل متحد را در
سانفرانسيسكو امضاء كردند. جهان اميدوار بود كه با آموختن درسهائي از گذشته
سرانجام در سازمان ملل متحد ، چهارچوب پايداري براي صلح بدست بيايد. هر چند در طول
چهار سال، اروپا خود را در مقابل يك خطر جديدي يافت كه منشور ملل متحد به تنهائي
نمي توانست در مقابله با آن از اروپا حمايت كافي بعمل آورد ، اما اين منشور داراي
ماده اي است (ماده 51) كه صراحت دارد بر اينكه اعضاي منشور حق دارند به طور انفرادي
يا دسته جمعي ، از خود در مقابل حملات نظامي احتمالي دفاع نمايند. بر طبق اين ماده
، 10 كشور اروپائي همراه با آمريكا و كانادا اقدام به تنظيم يك معاهده امنيتي
متقابل نمودند. نمايندگان اين كشورها در تاريخ 4 آوريل 1949 براي امضاي پيمان
آتلانتيك شمالي در واشنگتن گردهم آمدند.
در طول حدود سه سال و 9 ماه
چه اتفاقي افتاده بود كه اين دوازده كشور به اين نتيجه رسيده بودندكه به يك اتحاد
دفاعي منطقه اي نياز دارند ؟
شكست دو قدرت بزرگ نظامي و
اقتصادي جهان يعني آلمان و ژاپن، خلاء عظيمي در شرق و غرب شوروي ايجاد نمود. با
استفاده از چنين شرايط استثنائي، شوروي بطور كامل از قدرت ارتش سرخ براي اعمال
سياست توسعه طلبانه كه بزودي صلح و امنيت دسته جمعي را به خطر مي انداخت، استفاده
نمود. در سال 1945 حتي خوشبين ترين افراد نمي توانستند تصور كنند كه آسمان بين
المللي ابري نباشد. وينستون چرچيل[1]
نخست وزير انگليس در تلگراف مورخ 12 مه به ترومن[2]
بر اين نگراني خود تاكيد كرد كه يكي دو سال ديگر در صورتي كه نيروهاي انگليس و
آمريكا تحليل رفته باشند، فرانسه نيز در هيچ زمينه اساسي پيشرفت نكرده باشد و
روسيه اقدام به استقرار 200 تا 300 لشگر نمايد ، اوضاع چگونه خواهد بود ؟ وي اضافه
نمود ‹‹ يك پرده آهنين (شوروي) در مرزهاي ما ايجاد شده و ما نمي دانيم در پشت آن
چه مي گذرد » 000
بعد از تسليم آلمان ،
كشورهاي غربي تعهدات زمان جنگ خود را تكميل و شروع به خارج كردن نيروها از وضعيت
آماده باش نمودند. اكثر نيروهاي آمريكايي و انگليسي از قاره اروپا خارج شدند و
ساير كشورهاي اروپائي نيز به مسئله پيچيده بازسازي پرداختند.
استعداد نيروهاي متحدين در
اروپا ، در زمان تسليم آلمان ، حدود پنج ميليون نفر بود. يكسال بعد ، بدنبال عادي
كردن وضعيت نيروها ، اين تعداد به كمتر از 880 هزار نفر كاهش يافت. تعداد نيروهاي
آمريكا ، انگليس و كانادا در اروپا ، قبل و بعد از عادي كردن وضعيت نيروها بدين
قرار بود :
|
نام كشور |
سال 1945 |
سال 1946 |
|
آمريكا |
000/100/3 |
000/391 |
|
انگليس |
000/321/1 |
000/488 |
|
كانادا |
000/299 |
ــ |
شوروي
صنايع نظامي خود را همچنان فعال و نيروهاي نظاميش را در وضعيت آماده نگه داشت. در
سال 1946 تعداد نيروهاي نظامي آن كشور بالغ بر شش ميليون نفر برآورد مي شد.
پايان همكاريهاي دوران جنگ :
كنفرانس يالتا مورخه فوريه 1945 كه روزولت[3]
، چرچيل و استالين[4] در آن حضور داشتند ، در
زماني برگزار شد كه انگليس ، آمريكا و شوروي عليه آلمان كاملاً مغلوب، متحد بوده و
از سوي ديگر برخي در غرب هنوز سرگرم اين اوهام بودند كه اتحاد زمان جنگ به همكاري
زمان صلح تبديل خواهد شد. با توجه به اين موضوع بود كه توافق بر سر منشور يك
سازمان ملل متحد آينده حاصل شد. هر چند كنفرانس يالتا، اغلب بطور نادرستي بعنوان
واقعه اي كه به تقسيم شرق و غرب اروپا حالت قانوني داد تلقي مي شود، اما اين
كنفرانس موقعيت را براي خلع سلاح و اداره امور آلمان پس از دوران جنگ هموار نمود.
در كنفرانس مذكور همچنين مسائل خيلي فوري مورد توجه قرار گرفت ، از جلمه : تشكيل
مجدد لهستان با مرزهاي جديد ، واگذاري جزاير مورد منازعه ژاپن به شوروي ، استقلال
مجدد كره پس از يك دوره اشغال نظامي مشترك از سوي نيروهاي آمريكا و شوروي و مهمتر
از همه تشكيل دولتهاي دموكراتيك در تمامي كشورهاي آزاد شده بر طبق اصول انتخابات
آزاد.
وقتي
منشور ملل متحد در سانفرانسيسكو در ژوئن 1945 امضاء شد، لهستان در كنفرانس شركت
نداشت چرا كه شوروي و قدرتهاي غربي نتوانستند در مورد تركيب دولت موقت لهستان به
توافق برسند. كنفرانس پوتسدام مورخه ژوئيه و اوت 1945 بدنبال تسليم آلمان برگزار
شد و ضرورت غيرنظامي شدن آلمان ، انتقال مناطق خاصي به شوروي و لهستان و تسليم
بدون قيد و شرط ژاپن را اعلام كرد. در اين كنفرانس كه ترومن، چرچيل و استالين در
آن شركت داشتند ، خوشبيني نه چندان قابل ملاحظه اي در مورد مقاصد آينده شوروي
احساس شد. در نوامبر 1945 شوروي وادار به موافقت با روند تنظيم عهدنامه هاي صلح با
ايتاليا ، فنلاند ، بلغارستان، مجارستان و روماني شد ، ليكن اين معاهدات تا فوريه
1947 امضاء نشدند.
در
مارس 1947 ، وزاري خارجه براي بحث در مورد پيش نويس معاهدات صلح با آلمان و اتريش
در مسكو تشكيل جلسه دادند ؛ اما نتوانستند در رابطه با وضعيت آينده آلمان به توافق
برسند. كنفرانس ديگري نيز با حضور اين وزراء در نوامبر 1947 در لندن برگزار شد ولي
اين اجلاس نيز چيزي بيش از تائيد عدم دستيابي به توافق نبود. پيشنهاداتي از سوي
انگليس مبني بر انجام يك تحقيق بيطرفانه در مورد وضعيت روماني و بلغارستان ارائه
شد ليكن مولوتف[5] وزير خارجه شوروي از بحث بر
روي اين پيشنهادات امتناع ورزيد. مدت كوتاهي پس از آن ، نمايندگان شوروي از ادامه
شركت در شوراي كنترل متحدين[6]
در برلين خودداري كردند. وزراي خارجه بار ديگر در پاريس در مه 1949 براي شروع مجدد
بحث در مورد مسئله آلمان و اتريش گردهم آمدند. در سال 1951 معاونين آنها ، 109 روز
بحث بيهوده را در كنفرانس كاخ رز در پاريس براي تنظيم برنامه كار يك اجلاس جديد در
سطح وزراء سپري كردند.
عليرغم
اين همه تلاشها ، بن بست كنفرانس 1947 مسكو سرانجام به همكاري بين شوروي و كشورهاي
غربي در دوران جنگ پايان داد. امضاي منشور ملل متحد در 26 ژوئن 1945 اميدها را
زنده كرد ولي شوروي مكرراً با استفاده از حق وتو خود مانع اقدمات موثر شوراي امنيت
سازمان ملل مي شد. يك نمونه آن مربوط به كميسيون تحقيقي بود كه توسط شوراي امنيت در
1947 براي بررسي وقايعي كه بين يونان، آلباني و بلغارستان اتفاق افتاده بود،
تشكيل گرديد. در گزارش تهيه شده توسط اين كميسيون مسئوليت اين وقايع به عهده
آلباني و بلغارستان نهاده شده بود ولي تمامي پيش نويسهاي قطعنامه هائي كه انجام
اقداماتي از سوي سازمان ملل متحد را توصيه مي كردند توسط شوروي وتو شدند. تلاشهاي
غرب براي رسيدن به توافق با شوروي و بهره گيري از سازمان ملل متحد بعنوان وسيله اي
براي حفظ صلح، فقط با مانع و كارشكني شوروي روبرو مي شد.
توسعه ارضي شوروي :
توسعه
قلمرو شوروي در واقع در زمان استالين و در خلال جنگ، با ضميمه كردن استوني ، لتوني
، ليتواني و بخشهائي از فنلاند ، روماني، لهستان، شمال شرقي آلمان و شرق چكسواكي
يعني سرزميني به وسعت 180 هزار مايل مربع و جمعيتي بيش از 23 ميليون نفر ، شروع
شده بود. اين توسعه ارضي بود كه باعث شد پل هنري اسپاك[7]
نخست وزير و وزير امور خارجه وقت بلژيك در اجلاس مجمع عمومي سازمان ملل متحد در
سال 1948 اعلام كند : « تنها يك قدرت بزرگ با تسخير سرزمين ديگران از جنگ بيرون
آمده و آن اتحاد جماهير شوروي است.»
اين
توسعه ارضي پس از شكست آلمان ادامه يافت و با سياست تشديد كنترل كشورهاي اروپاي
شرقي تكميل شد. حضور ارتش پيروز شوروي در قلب اروپا و نفوذ كمونيست در بين دولتهاي
« جبهه خلقي »[8] باعث شد كه آلباني ،
بلغارستان ، روماني، آلمان شرقي ، لهستان ، مجارستان و چكسلواكي در حوزه تسلط
شوروي قرار بگيرند.
پيروزي بدون جنگ :
در
مجارستان از ابتداي سال 1947 ، حزب كمونيست به مقابله خشني با رهبران احزاب كوچكتر
پرداخت و بخاطر اتهاماتي كه به آنها وارد نمود افرادي زيادي دستگير گرديدند و دولت
ناجي[9]
در تاريخ 29 ماه مه مجبور به استعفاء شد. در انتخابات جديد، حزب كمونيست اكثريت
مطلق آراء را كسب نكرد ولي اين انتخابات باعث شد كه حزب مذكور بزرگترين گروه حزبي
در پارلمان شود. كمونيستها در 21 نوامبر 1947 سريعاً يك دولت جديد تشكيل داده و
رسماً احزاب مخالف را منحل كردند.
در
بلغارستان مسائل به همين شكل بود. نيكلا پتكف[10]
رهبر حزب مخالف آگراريان[11]
كه متهم به طرح كودتاي نظامي شده بود ، در تاريخ 16 اوت 1947 محكوم به مرگ و در
23 سپتامبر بدار آويخته شد. در 24 اوت ، حزب مخالف آگراريان به اتهام فاشيست بودن
، منحل گرديد و در 22 نوامبر دولت، بر طبق خطوط تعيين شده از طرف شوروي ، تشكيل
شد. در 11 سپتامبر 1947 جرجي ديميترف[12]
دبير سابق كمينترن[13]
رهبري را بعهده گرفت و يك كابينه كاملاً كمونيست تشكيل داد.
در
روماني پس از انتخابات نوامبر 1946 كه كاملاً بي اعتبار دانسته شد، اعضاي احزاب
مخالف متهم به طرح توطئه سرنگوني دولت شدند. حزب دهقانان در 10 نوامبر 1947 منحل و
رهبر آن لوليو مانيو[14]
در 29 اكتبر محكوم به زندان شد. در اول ژانويه 1948 شاه ميشل مجبور به استعفاء
گرديد و بعد از مدت كوتاهي يك دولت كمونيست به رهبري آناپوكر[15]
وزير خارجه وقت كه در دوران جنگ در مسكو بعنوان مشاور در امور روماني در دولت
شوروي كار مي كرد ، تشكيل شد.
در
لهستان استانيسلاو ميكولاژسزيك[16]
رهبر حزب دهقانان ، در نوامبر 1947 و پس از تهديدات زيادي كه عليه وي صورت گرفت
مجبور به ترك كشور شد. حزب وي نيز نقش خود را بعنوان يك حزب مخالف از دست داد و
سرانجام در 21 نوامبر 1947 منحل گردديد.
در
چكسلواكي دخالت شوروي روز به روز افزايش مي يافت. در ژوئيه 1947 كمي بعد از اينكه
طرح مارشال براي برنامه بازسازي اروپا اعلام شد، دولت پراگ كه مايل به شركت در
اين طرح بود ، پس از ديدار نابهنگام كلمنت گولتوالد[17]
نخست وزير و جان ماساريخ[18]
وزير خارجه اين كشور از مسكو، مجبور به تغيير تصميمات خود شد. به علت اتهامات
وارده از سوي كمونيستها به احزاب مخالف ، تعدادي از اعضاي شش حزب دموكراتيك مخالف
دستگير و محاكمه شدند. بدنبال يك بحران دولتي در فوريه 1948 تلاشهاي احزاب
دموكراتيك براي مجبور ساختن كمونيستها به كناره گيري از قدرت نهايتاً با شكست
روبرو شد و در ژوئن 1948 ادوارد بنس[19]
رئيس جمهور وقت مجبور به استعفاء گرديد و يك دولت كاملاً كمونيست را بر جاي گذاشت.
در 10 مارس 1948 جسد جان ماساريخ وزير خارجه چكسلواكي در حياط وزارتخارجه پيدا شد.
كمتر
از يك سال بعد ، مسكو در بدست گرفتن كنترل دولت در بوداپست، صوفيا ، بوخارست ،
ورشو و پراگ موفق شد. در هر يك از اين پايتختها ، احزاب كمونيست تنها يا تقريباً
تنها حزب حاكم بودند. تمامي مخالفين كنار زده شدند و فقط هماهنگي بين فعاليت اين
دولتها در سطح بين المللي باقي مانده بود ، از اين رو بلوكي از كشورهاي اقمار[20]
تشكيل گرديد.
فشار سياسي شوروي در نقاط ديگر جهان :
شوروي
بطور مستقيم يا غيرمستقيم به ساير نقاط جهان نيز فشارهائي وارد مي كرد. اين كشور
با حمايت از حركتهاي جدائي طلبانه در استانهاي شمالي ايران يعني آذربايجان ، بطور
كلي بدنبال يافتن جاي پائي با هدف توسعه نفوذش در خاورميانه بود. با اين هدف
عهدنامه تهران و اعتراضات سازمان ملل ، از سوي شوروي ناديده گرفته شد.
در
تركيه ، دولت و مردم در مقابل تلاشهاي تهديدآميز شوروي، ادعاهاي ارضي آن در مورد
كارس[21]
و اردهان[22] و در خواست اين كشور مبني
بر اشتراك در كنترل و دفاع از راههاي آبي تركيه ، مقاومت كردند.
در
يونان عمليات چريكي كه در سال 1944 شروع شده بود ، در سال 1946 يعني زماني كه
مهاجمين كمكهائي از طريق پايگاههائي در خاك كشور همسايه تحت نفوذ شوروي دريافت مي
كردند ، به جنگ واقعي انجاميد.
در
آسيا نيز شوروي نفوذش را با اشغال بخش عظيمي از منچوري و كره شمالي در سال 1945
گسترش داد. تب كمونيست در تمامي آسياي جنوب شرقي بالا گرفت. فرانسه و كشورهاي متحد
در هند و چين درگير يكسري عمليات وسيع عليه شورشيان تحت حمايت كمونيستها بودند.
نيروهاي زياد انگليس در مالايا توسط شورشيان تحت حمايت كمونيستها به محاصره در
آمدند. احزاب كمونيست در برمه يكسري اعتصابات و ناآراميها را بوجود آوردند و
شورشيان كمونيست درگير جنگهاي پارتيزاني دائمي در فيليپين شدند.
در
اواخر سال 1947 مبارزه جمعي و سخت مخالفين در تمامي اروپاي غربي بوقوع پيوست.
آشفتگي سياسي ، براندازي و دستور اعتصاب با تلاشهاي جدي براي نفوذ در تمامي
فعاليتهاي غرب بخصوص در اتحاديه هاي تجاري و بويژه در فرانسه و ايتاليا توأم
گرديد.
كشورهاي
آزاد اروپائي كه شديداً هدف خطر توسعه طلبي و براندازي شوروي بودند به چيزي نياز
داشتند كه بتواند آزادي و امنيت آنها را تضمين كند. طبيعي بود كه دير يا زود ، اين
كشورها بايد بسوي آمريكا كه به تنهائي قادر به مقابله با شوروي بود رو مي آوردند.
عكس العمل آمريكا نيز فوري و صريح بود.
دكترين ترومن :
آمريكا
، مشكلات خاص خود را با شوروي داشت. ترومن[23]
رئيس جمهور وقت آمريكا كه در زمان سناتور بودنش در اوايل سال 1943 بر نظر خود مبني
بر خطر انزواگرائي تأكيد مي كرد و در آوريل 1945 به قدرت رسيد، بر اين باور بود كه
اگر آمريكا به جهان پشت كند صرفاً زمينه هاي يك جنگ ديگر را فراهم خواهد ساخت. وي
بخصوص مصمم بود كه نبايد هيچ قدرت ضدآمريكائي و اصول دموكراتيك ، بر اروپا حاكم
شود. با اين وجود بنظر مي رسيد كه چنين اتفاقي در حال رخ دادن بود. شوروي بر خلاف
منشور ملل متحد و اصل حق تعيين سرنوشت ، خواسته هاي خود را به قاره اروپا تحميل
كرد. ويرانيهاي ناشي از جنگ ، غارت بسياري از كشورها را آسان كرده بود. با اينكه
ترومن اكيداً معتقد بود كه درگيريها قابل حل هستند ليكن به مخالفت با سياستهاي
توسعه طلبانه شوروي ادامه مي داد. براي مثال وي با آگاهي از نتايج وجود يك آلمان
كاملاً شكست خورده و فلج ، قوياً درخواستاي اغراق آميز شوروي براي پرداخت غرامت
جنگ را رد كرد.
بهم
خوردن روابط بين شوروي و قدرتهاي اروپائي در اوايل سال 1947 به يك بحران نسبي منجر
شد. بعنوان مثال تلاش براي گسترش بيشتر ثبات و امنيت براساس پيشنهاد آمريكا مبني
بر قراردادن انرژي هسته اي تحت كنترل بين المللي (طرح باروچ)[24]
با شكست روبرو شد. توافقات قبلي براي برطرف كردن زمينه درگيريهاي آينده مانند
توافق يالتا جهت حمايت از وضعيت لهستان ، ناديده گرفته شد.
در
اروپا فشار شوروي درهيچ كجا بيشتر از يونان و تركيه نبود. در فوريه 1947 لندن به
دولت آمريكا هشدار داد كه انگليس قادر به تأمين كمك لازم اقتصادي و نظامي به اين
دو كشور براي مقاومت در برابر سلطه كمونيست نيست. در واقع كمكهاي انگليس از اواخر
ماه مارس متوقف مي شد. در 12 مارس 1947 ، ترومن طي سخناني كه دكترين ترومن در بطن
آن نهفته بود اعلام نمود كه وي ديگر اميدي به حل اختلافات با استالين ندارد. ترومن
به كنگره آمريكا گفت :‹‹ سياست آمريكا بايد اين باشد كه از مردم آزاده اي كه در
برابر تفوق اقليت نظاميان و يا در مقابل فشارهاي خارجي مقاومت مي كنند، حمايت كند.
›› كنگره سريعاً عكس العمل نشان داد و اجازه تخصيص 400 ميليون دلار كمك به يونان و
تركيه و اعزام مأمورين نظامي و غيرنظامي آمريكا به آنكارا و آتن را صادر كرد.
طرح مارشال :
هر
چند دكترين ترومن به خطر عليه يونان و تركيه اختصاص داشت ولي بطور كلي اوضاع در
نقاط ديگر اروپاي غربي بهتر از آن نبود. عليرغم كمكهائي كه از سوي آمريكا براي
تأمين كمبودهاي بعد از جنگ صورت گرفت، وضعيت اقتصادي اروپا با همان صدمه شديدي كه
ديده بود باقي ماند و اروپاي غربي خود را در معرض اضمحلال اقتصادي مي ديد. در 5
ژوئن 1947 ژنرال جرج سي مارشال[25]
وزير امور خارجه آمريكا طي سخناني در دانشگاه هاروارد ، فكر اجراي يك برنامه جهت
بهبود وضعيت اروپا را مطرح كرد. وي پيشنهاد نمود كه آمريكا بايد به كمك اروپا
بشتابد و توصيه كرد كه كشورهاي اروپائي نيازهاي خود را مورد بررسي قرار دهند و يك
برنامه مشترك مورد قبول اكثر اين كشورها اگرچه مورد قبول همه نباشد را تدوين
نمايند. نامبرده اضافه كرد كه ‹‹ اين سياست بر عليه هيچ كشور يا دكتريني نيست بلكه
بر عليه گرسنگي ، فقر ، نوميدي و بي نظمي است. ››
اين
پيشنهاد كمك اقتصادي ، كه در سالهاي بعد بطور گسترده اي مختص به بهبود وضع اقتصادي كشورهاي غربي شد
، بر روي شوروي و كشورهاي آنسوي پرده آهنين نيز باز بود. استالين تمامي كمكهاي
آمريكا به شوروي را رد كرد و عليرغم ميل اوليه چكسلواكي و لهستان ، شوروي به
كشورهاي اقمارش فشار آورد كه آنها نيز چنين سياستي را در پيش بگيرند.
كومينفرم :
در
سپتامبر 1947 ، استالين كومينفرم را ايجاد كرد. يكي از هدفهاي مورد نظر وي از اين
كار مقابله با طرح مارشال بعنوان « حربه امپرياليسم آمريكا » بود. اعضاي آن رهبران
احزاب كمونيست در شوروي ، لهستان ، بلغارستان ، چكسلواكي ، روماني ، مجارستان ،
يوگسلاوي ، فرانسه ، ايتاليا و بعدها هلند بودند. هدف اصلي از تشكيل كومينفرم
هماهنگ كردن حركتهاي كمونيستي در كشورهاي مختلف ، بعلاوه درگيريهاي نظامي در يونان
جهت مقابله با طرح مارشال براي بهبود وضعيت اقتصادي تمامي كشورهاي اروپائي صدمه
ديده از جنگ جهاني دوم ، بود. دو سال بعد از معاهده 25 ژانويه 1949 مسكو، شوراي
همياري اقتصادي متقابل توسط شوروي بعنوان پاسخ مستقيمي به طرح مارشال تشكيل گرديد.[26]
به
اين ترتيب اروپا به دو بلوك تقسيم شد. از آن به بعد ماهيت و وسعت اهداف شوروي
كاملاً قابل مشاهده بود. اما در مورد كشورهاي آزاد اروپا ، تنها راهي كه آنها مي
توانستند از آن طريق شروع به برقراري مجدد توازن قدرت بكنند ، دور هم جمع شدن بود.
بخصوص وينستون چرچيل نخست وزير وقت انگليس و لوئي سن لورن[27]
وزير امور خارجه كانادا طي سخنرانيهاي متعددي در سال 1946 همواره فكر ايجاد يك
پيمان دفاعي در چهارچوب سازمان ملل را مطرح مي كردند.
در
22 ژانويه 1948 ، ارنست بوين[28]
وزير خارجه انگليس فرمولي را براي اتحاديه غربي پيشنهاد نمود كه شامل مجموعه اي از
موافقتنامه هاي دوجانبه بر طبق پيمان دانكرك[29]
بود. اين پيمان در 4 مارس 1947 توسط فرانسه و انگليس امضاء شده بود. پيمان مذكور
اتحاد و همكاريهاي دوجانبه براي يك دوره 50 ساله را پيش بيني مي كرد كه بر طبق آن
دو كشور در مقابل هرگونه حمله جديدي از سوي آلمان ، متحد مي شدند. براساس اين
پيمان ، آنها همچنين متعهد مي شدند كه بمنظور ادامه مشورت در مورد مسائل مربوط به
روابط اقتصادي فيمابين هرگونه اقدام لازم جهت ارتقاء و ثبات روزافزون اقتصاديشان
را بعمل آورند تا از اين طريق قادر به همكاري موثرتري در مسير اهداف اقتصادي و
اجتماعي سازمان ملل باشند. از اين پيشنهاد به گرمي استقبال شد البته هدف پيمان
دانكرك اصولاً مقابله با حمله مجدد آلمان بود. شايد مدل مناسبتر، پيمان
ريودوژانيرو[30] بود كه در 2 سپتامبر 1947
توسط آمريكا و بيست كشور آمريكاي لاتين (بجز نيكاراگوئه و اكوادر) به امضاء رسيد.
اين معاهده همياري متقابل بين كشورهاي قاره آمريكا ، ضرورتاً يك اتحاد دفاعي دسته
جمعي عليه تجاوز بود و نمونه اي از يك اتحاد منطقه اي در چهارچوب منشور ملل متحد
را بوجود آورد.
در
طول مدتي كه اين مسائل تحت بحث و بررسي بود ، كودتاي كمونيستي فوريه 1948 در
چكسلواكي ، اين كشور را در جمع اقمار شوروي قرار داد. اين جريان به متحدين متذكر
مي شد كه بايد دست به يك اقدام دفاعي مشترك بزنند.
پيمان بروكسل :
در
4 مارس 1948 نمايندگان بلژيك ، فرانسه ، لوكزامبورگ ، هلند و انگليس براي بررسي
پيمان مربوط به همياري متقابل در بروكسل گردهم آمدند و تلاشهاي آنها خيلي زود به
نتيجه رسيد. برطبق پيمان بروكسل كه در تاريخ 17 مارس 1948 امضاء شد اين پنج كشور
خود را به ايجاد يك سيستم دفاعي مشترك و تقويت پيوندهاي فرهنگي و اقتصادي متعهد
نمودند.
ماده
4 پيمان بروكسل صراحت دارد در صورتي كه هر يك از كشورهاي عضو، هدف تجاوز نظامي در
اروپا واقع شود ، ساير امضاء كنندگان پيمان تا حد توان نظامي خود وارد جنگ با طرف
متخاصم خواهند شد. اين پيمان زمينه را براي يك دوره 50 ساله جهت ايجاد يك ارگان
عالي در اتحاديه غربي بنام شوراي مشورتي متشكل از 5 وزير خارجه كشورهاي فوق الذكر
فراهم نمود. تحت نظارت اين ارگان يك كميته دفاعي متشكل از وزاري دفاع نيز فعاليت
مي كرد.
ديوار برلين :
در
30 آوريل 1948 وزاري دفاع و روساي ستادهاي مشترك 5 كشور امضاء كننده پيمان بروكسل
، بمنظور بحث بر روي نيازهاي تجهيزات نظامي كشورهايشان و بررسي اينكه تا چه ميزاني
مي توانند اين نيازها را از منابع داخلي خود تأمين و چه ميزاني كمك اضافي از
آمريكا درخواست نمايند ، در لندن تشكيل جلسه دادند. از ژوئيه 1948 به بعد
كارشناسان آمريكائي و كانادائي نيز بعنوان ناظر در اين اجلاسها شركت نمودند.
كمي
پس از امضاي پيمان بروكسل ، شوروي شروع به ايجاد حصار در بخش غرب برلين كرد.
اينكار روز 24 ژوئن 1948 آغاز و 323 روز بطول انجاميد. كليه كشورهاي غربي با اين
عمل شوروي مخالفت كردند و سرانجام اينكار در 9 مه 1949 متوقف شد. در نتيجه اين عمل
روند سازماندهي سيستم دفاع غربي سرعت گرفت.
سازمان دفاعي اتحاديه غربي :
در
سپتامبر 1948 در چهارچوب پيمان بروكسل يك ارگان نظامي به نام سازمان دفاعي اتحاديه
غربي[31]
تشكيل شد. مارشال مونتگومري[32]
بعنوان رئيس كميته فرماندهي اين سازمان منصوب شد و مقر فرماندهي خود را در فونتن
بلو فرانسه مستقر كرد. فرماندهان نيروهاي اين سازمان به ترتيب ذيل انتخاب شدند :
ـ ژنرال Latter de
Tassigny از فرانسه بعنوان فرمانده نيروي زميني
ـ سرلشگر هوائي Sir James
Roll از انگليس بعنوان فرمانده
نيروي هوائي
ـ دريادار Jaujard از فرانسه بعنوان فرمانده
نيروي دريائي
ايجاد
يك سازمان دفاعي توسط كشورهاي آزاد اروپائي نمي توانست از سوي آمريكا بي پاسخ
گذاشته شود. در 11 آوريل 1948 وزير خارجه آمريكا ، ژنرال جرج سي مارشال و معاون وي
رابرت ام لووت[33] مذاكرات مقدماتي خود را با
سناتور آرتور اچ واندنبرگ[34]
و سناتور تام كونالي[35]
در مورد مسائل امنيتي در منطقه آتلانتيك شمالي آغاز كردند.
فكر
ايجاد يك سيستم واحد دفاعي متقابل كه شامل پيمان بروكسل و در عين حال جايگزين آن
بود ، بصورت علني در 28 آوريل 1948 توسط لوئي سن لورن در كانادا مطرح شد. يك هفته
بعد ، اين موضوع مورد استقبال ارنست بوون قرار گرفت. لازمه پيگيري اين طرح اين بود
كه آمريكا بر طبق قانون اساسي خود به اين اتحاديه آتلانتيكي بپيوندند. به اين
منظور سناتور واندنبرگ ضمن مشورت با وزارت امور خارجه ، قطعنامه اي را طراحي كرد
كه در آن مشاركت آمريكا بر طبق قانون اساسي آن در چنين ترتيبات جمعي و منطقه اي
پيشنهاد مي شد. قطعنامه مذكور همچنين توصيه مي كرد كه يكي از اهداف دولت آمريكا
بايد همكاري در حفظ صلح باشد و براي اينكار لازم است سياست خود را در مورد اعمال
حق دفاع از خود چه بصورت فردي و يا جمعي بر طبق ماده 51 منشور ملل متحد در مقابله
با هر گونه حمله نظامي كه امنيت ملي آن را به خطر بياندازد ، روشن نمايد.
سناي
آمريكا در 11 ژوئن 1948 با قدرداني از ابتكار به موقع سناتورها واندنبرگ و كونالي
، اين قطعنامه را تصويب نمود. از نظر قانون اساسي آمريكا ديگر راه باز شده بود.
لذا مذاكرات مقدماتي در تاريخ 6 ژوئيه 1948 در واشنگتن بين وزارت امور خارجه و
سفراي كانادا و اعضاي اتحاديه غربي آغاز شد. آنها مذاكرات خود را در تاريخ 9
سپتامبر 1948 با ارائه گزارشي به دولتهاي متبوع خود به پايان رساندند. شوراي
مشورتي پيمان بروكسل ضمن استقبال از گزارش مذكور ، در آخر اكتبر 1948 جمعبندي
نظرات مربوط به ايجاد يك پيمان دفاعي براي منطقه آتلانتيك شمالي را اعلام كرد.
متن
پيمان آتلانتيك شمالي[36]
در 18 مارس 1949 منتشر شد. حتي قبل از آن يعني در 15 مارس ، امضاء كنندگان پيمان
بروكسل همراه با كانادا و آمريكا رسماً از دانمارك ، ايسلند ، ايتاليا ، نروژ و
پرتغال دعوت كردند كه به پيمان جديد بپيوندند.
امضاي پيمان آتلانتيك شمالي :
در
تاريخ 4 آوريل 1949 عليرغم فشاري كه از سوي شوروي به اعضاي پيمان وارد مي آمد
(شوروي طي يادداشتي به 12 كشور امضاء كننده، نفس اين عمل آنها را يك اقدام خصمانه
خواهد) ، پيمان آتلانتيك شمالي در واشنگتن به امضاء رسيد. اين پيمان ظرف 5 ماه پس
از امضاء در پارلمانهاي كشورهاي عضو تصويب گرديد.
پس
از آن 4 كشور ديگر به 12 كشور اصلي امضاء كننده اضافه شدند. در سپتامبر 1951 از
يونان و تركيه دعوت شد كه به پيمان بپيوندند و آنها نيز رسماً در 18 فوريه 1952 به
اين پيمان ملحق شدند. از جمهوري فدرال آلمان نيز پس از امضاي موافقتنامه پاريس در
اكتبر 1954 دعوت شد كه به پيمان بپوندند و اين كشور هم رسماً در 9 مه 1955 به
سازمان پيمان آتلانتيك شمالي پيوست. پروتكل الحاق اسپانيا به پيمان آتلانتيك شمالي
در 10 دسامبر 1981 امضاء شد و پس از تصويب آن توسط كليه كشورهاي عضو اسپانيا رسماً
در تاريخ 30 مه 1982 به عضويت پيمان ناتو درآمد.
اصول و اهداف پيمان آتلانتيك شمالي
پيمان آتلانتيك شمالي
چهارچوب سياسي يك اتحاديه بين المللي با هدف جلوگيري از تجاوز يا مقابله با آن
درصورت وقوع مي باشد. اين پيمان همكاري و مشورتهاي مداوم در زمينه هاي سياسي ،
اقتصادي و نظامي را براي يك دوره نامحدود فراهم مي سازد.
كشورهاي
امضاء كننده پيمان علاقمندي خود را براي زندگي در صلح و آرامش با تمامي ملل و دول
اعلام مي دارند. آنها ضمن تاكيد مجدد بر وفاداري خود به اصول سازمان ملل متحد،
بويژه براي حفظ صلح و امنيت بين المللي و برقراري ثبات و آرامش در منطقه آتلانتيك
شمالي متعهد مي شوند.
اين
كشورها براي دستيابي به اهداف مذكور موافقتنامه هاي متعددي را در زمينه هاي مختلف
امضاء كرده اند. براي مثال ، بمنظور جلوگيري از به مخاطره افتادن صلح ، امنيت و
عدالت بين المللي از حل مسالمت آميز اختلافات بين المللي حمايت مي كنند. آنها
همچنين موافقت خود را براي خودداري از تهديد يا توسل به زور به هر وسيله اي كه
مغاير با اهداف سازمان ملل متحد باشد ، اعلام مي دارند. آنها خود را متعهد به از
بين بردن مناقشات در سياستهاي اقتصادي بين المللي خود و تشويق همكاري مشترك
اقتصادي بين هم پيمانان خود مي دانند.
برطبق
اين پيمان ، كشورهاي عضو يك سياست امنيتي كه برحق مسلم دفاع فردي و جمعي منطبق با
ماده 51 منشور ملل متحد استوار باشد، اتخاذ مي كنند. در عين حال اعضاي پيمان بر
اهميت همكاري فيمابين در زمينه هاي ديگر تاكيد دارند.
متن
پيمان مركب از 14 ماده و يك مقدمه مي باشد كه در آن تاكيد شده است ، اين پيمان در
چهارچوب منشور ملل متحد بوجود آمده و بيان كننده مهمترين اهداف آن مي باشد.
ماده
اول اصول اساسي كه بايد توسط اعضاء در تنظيم روابط بين المللي آنها جهت اجتناب از
به مخاطره افتادن صلح و امنيت جهاني رعايت گردد را مشخص مي نمايد.
ماده
دوم ملهم از ماده يك منشور ملل متحد مي باشد و اهدافي را كه كشورهاي عضو بايد در
ارتباطات بين المللي خود بويژه در زمينه هاي اجتماعي و اقتصادي و تعهدات الزام آور
ناشي از آن دنبال نمايند، مشخص مي سازد.
در
ماده سوم ، امضاء كنندگان اعلام مي نمايند كه توانائي فردي و جمعي خود را براي دفع
حمله ، حفظ و توسعه خواهند داد.
ماده
چهارم نحوه برخورد با تهديد عليه تماميت ارضي ، استقلال سياسي يا امنيت هر يك از
كشورهاي عضو پيمان را بيان داشته و مشورت مشترك را براي هر زماني كه يكي از اعضاء
احساس كند كه چنين تهديدي متوجه آن است، پيش بيني مي نمايد. چنين مشورتي عملا در
شوراي آتلانتيك شمالي و كميته هاي تابعه آن صورت مي گيرد.
ماده
پنجم مركز ثقل پيمان است كه به موجب آن كشورهاي عضو حمله به هريك از هم پيمانان
خود در اروپا يا آمريكاي شمالي را بعنوان حمله عليه تمامي آنها تلقي مي نمايند.
اين ماده اعضاء را متعهد مي كند كه گامهاي ضروري را براي كمك به هريك از آنها در
هنگام وقوع يك حمله نظامي بردارند.
هرچند
ماده مذكور دست هريك از امضاء كنندگان پيمان را براي هر اقدامي كه مناسب مي دانند
باز مي گذارد ، ليكن تصريح مي سازد كه كشورهاي عضو بايد بصورت فردي و جمعي تلاشهاي
لازم را براي استقرار و تامين ثبات بعمل آورند. در اين ماده اقدام مشترك بعنوان حق
مسلم فردي و جمعي كه در ماده 51 منشور ملل متحد تجسم يافته ، مورد تصديق قرار
گرفته است ليكن موافقت شده در زمانيكه شوراي امنيت سازمان ملل متحد ضرورتا براي
استقرار و تامين صلح و امنيت بين المللي وارد عمل شود ، به اقدامات متخذه تحت
شرايط مندرج در ماده مذكور خاتمه داده خواهد شد.
ماده
ششم محدوده اي كه در آن شرايط مندرج در ماده 5 قابل اجراء هستند را مشخص مي سازد.
در عين حال اين ماده اشاره اي ندارد كه حوادث خارج از اين منطقه نمي تواند موضوع
مشورت بين اعضاء پيمان باشد. هر رويدادي در هر منطقه اي از جهان مي تواند بر صلح و
امنيت منطقه پيمان آتلانتيك شمالي تاثير بگذارد و لذا بديهي است كه شوراي آتلانتيك
شمالي بايد اوضاع كلي بين المللي را مد نظر داشته باشد.
در
مواد هفتم و هشتم كشورهاي عضو تصريح مي كنند كه هيچيك از تعهدات بين المللي آنها
تعارضي با شرايط و مقررات پيمان نداشته و در آينده وارد هيچ تعهدي كه چنين تعارضي
را ايجاد كند نخواهند شد. بويژه اعلام مي كنند كه حقوق و تعهدات ناشي از عضويتشان
در سازمان ملل متحد ، با توجه به اينكه نقش اصلي شوراي امنيت سازمان ملل حفظ صلح و
امنيت بين المللي است، تحت تاثير اين پيمان قرار نخواهد گرفت.
طبق
ماده نهم اعضاي پيمان اقدام به تشكيل شورائي خواهند كرد كه هريك از آنها مي تواند
در آن عضويت داشته باشد و اين شورا قادر خواهد بود تا در شرايط اضطراري تشكيل جلسه
دهد. شوراي مذكور بنوبه خود مسئول ايجاد ارگانهاي فرعي لازم براي اجراي مفاد پيمان
خواهد بود. براين اساس سازمان پيمان آتلانتيك شمالي بتدريج شكل گرفت.
ماده
دهم امكان عضويت ديگر كشورهاي اروپائي را با هدف پيش بردن اصول پيمان فراهم مي
نمايد. برطبق اين ماده در سال 1952 يونان و تركيه ، در سال 1955 جمهوري فدرال
آلمان و در سال 1982 اسپانيا به عضويت پيمان درآمدند.
ماده
يازدهم روند تصويب اين پيمان بر اساس قواعد پيش بيني شده در قوانين اساسي كشورهاي
امضاء كننده و چگونگي به اجرا درآمدن اين پيمان را بيان مي دارد.
مواد
دوازدهم و سيزدهم مربوط به امكان تجديد نظر در پيمان پس از يك دوره زماني 10 ساله
و خروج هر يك از اعضاء از اين پيمان پس از 20 سال مي باشد. البته تاكنون هرگز چنين
درخواستي وجود نداشته است.
ماده
چهاردهم هر دو متن فرانسه و انگليسي پيمان را بطور مساوي معتبر مي شمارد و مقرر مي
دارد كه اصل اين متون در واشنگتن نگهداري شوند.
همكاري دفاعي اروپا و ماوراي
آتلانتيك :
در
مقاطع مختلفي پس از بوجود آمدن پيمان ، ابتكارات جديدي بكار گرفته شد و فعاليتهاي
سازماندهي شده اي براي تسهيل همكاري گسترده تر دفاعي كشورهاي آمريكاي شمالي و
اروپائي عضو پيمان ، مشورت بهتر بين آنها حول مسائل امنيتي و هماهنگي بيشتر در
اجراي طرحهاي دفاعيشان بعمل آمد. نتيجه چنين ابتكاراتي تقويت همكاري در درون پيمان
افزايش سرمايه گذاري جمعي در امر دفاع و به نفع تمام پيمان ، بوده است.
پيمان بروكسل :
حتي
قبل از امضاي پيمان آتلانتيك شمالي در آوريل 1949 ، 5 كشور اروپائي يعني بلژيك ،
فرانسه ، لوكزامبورگ ، هلند و انگليس در 17 مارس 1948 گردهم آمده بودند تا پيمان
بروكسل را به امضاء برسانند. پيماني كه بر طبق آن يك سيستم دفاعي مشترك عليه تجاوز
خارجي ايجاد مي گرديد. پيمان همكاريهاي اقتصادي ، اجتماعي، فرهنگي و دفاعي مشترك
بروكسل ضمن تأسيس آنچه كه امروز اتحاديه اروپاي غربي ناميده مي شود، بعنوان
نخستين گام رسمي به سمت پيمان آتلانتيك شمالي محسوب مي گردد. اين اتحاديه بعنوان
اولين ترتيبات منطقه اي چند جانبه براي امنيت اروپاي غربي و منطبق با منشور ملل
متحد و مقدم بر ترتيبات و پيمانهاي دوجانبه (در واقع الگوئي از پيمان دانكرك بين
فرانسه و انگليس) بوجود آمد كه طرح آن ابتدا توسط ارنست بوين[37]
وزير خارجه انگليس در ژانويه 1948 پيشنهاد شده بود. اثر سريع پيمان بروكسل اين بود
كه دولت ايالات متحده آمريكا دلايل لازم براي جلب نظر كنگره آمريكا به اين نكته كه
اروپا توانائي سازماندهي دفاعي خود را دارد، ارائه داد و زمينه وارد شدن اين كشور
به پيمان آينده آتلانتيك را فراهم نمود. كشورهاي عضو پيمان بروكسل يك نهاد سياسي
شامل يك شوراي مشورتي مركب از وزاري خارجه ، يك كميسيون دائمي و يك كميته نظامي را
ايجاد نمودند. هر يك از اين بخشها نقش مهمي در مذاكرات بعدي كه به پيمان آتلانتيك
شمالي منجر شد ، ايفاء كردند . كميته نظامي پيمان بروكسل در حقيقت در پاسخ به
درخواست آمريكا براي كسب اطلاعات در مورد طرحهاي نظامي واقعي اروپا و وضعيت منابع
بالقوه توليدات نظامي آنها ، ايجاد شد. اين اطلاعات مي بايست جهت كمك به آماده
كردن كنگره آمريكا و افكار عمومي آن كشور براي وارد شدن ايالات متحده به پيمان
آتلانتيك شمالي مورد استفاده قرار مي گرفت تا ثابت كند ايفاي نقش مورد انتظار از
آن كشور يك اقدام يك جانبه نبوده بلكه همانند گذشته حمايت از اروپا و تلاشي مشترك
مي باشد.
متعاقب بوجود آمدن ناتو ،
مجلس ملي فرانسه در 26 اكتبر 1950 طرحي كه توسط رنه پلون[38]
نخست وزير اين كشور براي ايجاد يك ارتش متحد اروپائي با مشاركت سربازان آلماني در
چهارچوب ناتو پيشنهاد شده بود را به تصويب رساند. اين طرح بويژه در مورد شركت دادن
جمهوري فدرال آلمان در دفاع آينده اروپا بحثهاي بسيار زيادي را بدنبال داشت. به
درخواست شوراي آتلانتيك شمالي ، طرح مذكور بار ديگر در مذاكرات پترزبورگ بين
فرانسه ، انگليس ، دولت جمهوري فدرال آلمان و مستشاران عاليرتبه آمريكا در آلمان
مورد بحث قرار گرفت. اين مذاكرات در دسامبر 1950 شروع شد ولي با ايجاد جامعه دفاعي
اروپا[39]
در كنفرانس پاريس در فوريه 1951 جايگزين شد.
با ابتكار نخست وزير فرانسه
، مذاكرات براي ايجاد يك جامعه دفاعي اروپا در فوريه 1951 در پاريس مركب از فرانسه
، ايتاليا ، كشورهاي بنلوكس (هلند ، بلژيك و لوگزامبورگ) و جمهوري فدرال آلمان
آغاز شد. اين مذاكرات تا مه 1952 كه پيمان جامعه دفاعي اروپا به امضاء رسيد ،
ادامه يافت. جامعه دفاعي اروپا اصولاً در چهارچوب پيمان آتلانتيك شمالي قرار گرفت
و ساير اعضاي ناتو مانند انگليس كه بعنوان ناظر در مذاكرات مربوط به جامعه دفاعي
اروپا شركت مي نمود ، مستقيماً هم از طريق ناتو و هم از طريق ساير ترتيبات چند
جانبه ، وارد اين مجموعه گرديدند. پيمان جامعه دفاعي اروپا توسط فرانسه ، ايتاليا
، جمهوري فدرال آلمان ، بلژيك ، هلند و لوكزامبورگ امضاء شد كه همگي اعضاي اوليه
جامعه اروپائي ذغال سنگ و فولاد بودند كه در سال 1950 براساس طرح شومان[40]
بوجود آمد و بعدها زمينه اي براي تأسيس جامعه اروپائي طبق معاهده رم گرديدند.
جامعه دفاعي فوق الذكر مورد
حمايت آمريكا قرار گرفت و روند تصويب پارلماني آن كه مي بايست قبل از به اجرا
درآمدن طي مي شد به سرعت در تمامي كشورهاي عضو به استثناي ايتاليا و فرانسه عملي
شد. بهرحال در 29 اوت 1954 مجلس ملي فرانسه از تصويب پيمان مزبور خودداري كرد و
لذا اين تمهيد جاه طلبانه با شكست روبرو شد.
در اين بين قطب اروپائي
پيمان با تصميم دولت تركيه براي درخواست رسمي عضويت در پيمان آتلانتيك شمالي تقويت
شد و با دعوت شوراي آتلانتيك شمالي از دولتين تركيه و يونان براي مشاركت در
آژانسهاي نظامي ناتو براي برنامه ريزي دفاعي مديترانه ، تداوم يافت. دو كشور تركيه
و يونان رسماً در فوريه 1952 به پيمان آتلانتيك شمالي پيوستند.
در سپتامبر 1948 يك ارگان
نظامي تخت عنوان سازمان دفاعي اتحاديه غربي[41]
در چهارچوب پيمان بروكسل بوجود آمد و فرماندهان كل نيروهاي زميني ، هوائي و دريائي
آن تعيين گرديدند. فيلد مارشال مونتگومري بعنوان فرمانده كل منصوب و ستاد فرماندهي
وي در فونتن بلو مستقر شد. بدنبال امضاء پيمان آتلانتيك شمالي در آوريل 1949
كشورهاي عضو پيمان بروكسل با ادغام شاخه نظامي اتحاديه غربي با بخش مشابه آن در
ناتو موافقت نمودند. مسئوليت كميته فرماندهي كل اتحاديه غربي در آوريل 1951 به
ژنرال آيزنهاور منتقل شد. وي نخستين فرماندهي عالي متحدين اروپائي را عهده دار شد
و پرسنل و تجهيزات واحدهاي زميني ، هوائي و دريائي اتحاديه غربي تحت نظر وي قرار
گرفتند. در همان زمان برنامه زيربنائي كه شامل روش سهميه بندي هزينه پايگاههاي
هوائي و شبكه هاي هشدار دهنده براي 5 كشور عضو پيمان بروكسل بود نيز به ناتو
انتقال يافت. طبق توافقات اكتبر 1954 در پاريس، جمهوري فدرال آلمان و ايتاليا نيز
به پيمان بروكسل پيوستند و اتحاديه غربي به اتحاديه اروپاي غربي(WEU) [42] تبديل شد.
توافقات پاريس نتيجه نهائي
اقداماتي بود كه در كنفرانسهاي لندن و پاريس در همان سال ، بويژه براي شكل دادن به
ترتيبات ناشي از تغيير وضعيت جمهوري فدرال آلمان ، صورت گرفته بود. توافقات مزبور
شامل يكسري اسناد مربوط به ترتيبات دوجانبه و چندجانبه مورد نياز براي تدوين يك
قالب حقوقي و سازماني بود كه از طريق آن دفاع مشترك 15 كشور شكل مي گرفت. كشورهاي
مذكور در گروههاي مختلف حدود بيست سند ديگر شامل موارد ذيل را به امضاء رساندند :
ـ حل و فصل مسائل دوجانبه فرهنگي ، اقتصادي و
مسائل مرزي فرانسه و آلمان ؛
ـ ترتيبات مربوط به حاكميت ملي آلمان كه در
كنفرانس چهار قدرت (فرانسه، جمهوري فدرال آلمان ، انگليس و آمريكا) مطرح شده بود ؛
ـ بيانيه 5 كشور براي دعوت از ايتاليا و جمهوري
فدرال آلمان جهت عضويت در پيمان بروكسل ؛
ـ پروتكلهاي امضاء شده توسط 7 كشور در مورد
پيمان تجديدنظر شده در بروكسل ؛
ـ پروتكلها و قطعنامه هاي امضاء شده توسط 14
كشور عضو ناتو در خصوص الحاق جمهوري فدرال آلمان به پيمان آتلانتيك شمالي ؛
تا اواخر سال 1954 وضعيت
غيرعادي اروپاي غربي ناشي از جنگ جهاني
دوم تا حد زيادي اصلاح شده بود. زمينه ارتباطات آينده بين متحدين و رقباي سابق
آماده و ساختارهاي اساسي براي همكاري دفاعي چندجانبه نهادينه شده بود. ناتو نقش يك
سازمان مشخصاً سياسي با بافت نظامي را ، براي فراهم كردن امكانات دفاع جمعي ملهم
از ماده 51 منشور ملل متحد ،كسب و اولين دوره پنجساله خود را پشت سر نهاده بود.
مكانيسم مشورتي ، تصميم گيري و اجرائي آن طي سه سال اول بطور مطلوبي خود را نشان
دهده بود ، با اين حال در اجلاس فوريه 1952 در ليسبون ، كشورهاي عضو شروع به
برنامه ريزي منظم تري براي آينده نمودند. شوراي نمايندگان كه در مه 1950 با توجه
به نياز به يك ارگان دائمي جهت انجام سريع و سيستماتيك كار و اقدامات زيربنائي
ضروري بوجود آمده بود ، بنابه تصميات ليسبون با تمامي اختياراتش، صرف نظر از سطح
اجلاسهاي آن ، به شوراي دائمي آتلانتيك شمالي منتقل شد. پست دبيركلي نيز به منظور
بعهده گرفتن رياست شورا در تمام سطوح ، بوجود آمد. به گفته آندره دواستارك[43]
نماينده دائمي وقت بلژيك در ناتو كه بعدها شيخ السفراء شورا شد ؛ پيمان از حالت
اوليه خارج و شكل ارگاني با حالت اجرائي انعطاف پذير بخود گرفت و آن را به وسيله
بي نظيري تبديل كرد كه كشورهاي عضو مي توانستند توسط آن همبستگي خود را بدون فدا
كردن حاكميت ملي خود نشان دهند.
اصلاحات ليسبون به
پراكندگيهاي جغرافيائي بين كميته نظامي واقع در ايالت متحده ، فرمانده عالي واقع
در فرانسه و شوراي نمايندگان واقع در لندن پايان داد و آنها را به هم نزديكتر
ساخت. اعضاء ناتو مسئله مهم ترتيبات اقتصادي و كنترلهاي لازم جهت تدوين اصول ثابت
براي برنامه ريزي دفاعي و رويه تجديدنظر سالانه كه اصول برنامه ريزي در دوران
كنوني است را مشخص نمودند. اين رويه عبارت است از ارزيابي تهديدات نظامي ، تعيين
ابزارهاي لازم جهت مقابله با اين تهديدات و سهيمه بندي متناسب كمكهاي كشورهاي عضو
با توجه به ظرفيت اقتصادي و اجتماعي آنها. بررسي مشترك پيشنهادات نظامي هر كدام از
كشورها باعث مي شد كه اهداف نظامي و تعهدات مشخص شوند. پيمان به اين راه ادامه داد
ولي اساس آن توام با كارهاي موازي بود.
سالهاي بعد :
با امضاء توافقات پاريس
بسياري از وظايف اتحاديه غربي به ناتو منتقل شد. در اتحاديه اروپاي غربي با ساختار
جديد آن ، مانند ناتو ، پايه هاي اساسي
براي تحقق وظايفي كه دولتهاي عضو از يك سازمان انتظار دارند ، لازم بود. پيمان
ناتو توانسته بود بزرگترين نقص باقيمانده را برطرف سازد، يعني در تاريخ 5 مي 1955
جمهوري فدرال آلمان رسماً وارد پيمان آتلانتيك شمالي شد. پس از آن تحول ديگري تا
قبل از دهه هشتاد در زمينه توسعه سازماني در ناتو رخ نداد. بهرحال در دسامبر 1981
وقتي كه دولت اسپانيا متقاضي عضويت در پيمان آتلانتيك شد پيشرفت عمده اي براي
همكاري دفاعي اروپا در زمينه هاي سازماني ، سياسي و نظامي حاصل گرديد. اسپانيا
رسماً در 30 مه 1982 وارد پيمان گرديد. در سال 1986 در رفراندومي كه از سوي فيليپ
گونزالس نخست وزير اسپانيا برگزار گرديد ، مردم اسپانيا از ادامه عضويت كشورشان در
پيمان آتلانتيك بدون مشاركت در شاخه نظامي ناتو حمايت نمودند. در زمينه سياسي ،
همكاري در قالب كلي تعهدات مختلف هر يك از كشورهاي عضو پيمان ادامه يافت. در جوامع
اقتصادي اروپا ، كشورهاي عضو پروسه اي موسوم به همكاري سياسي اروپائي[44]
را بعنوان گامي عملي بسوي تحقق اهداف پيمان 1957 رم كه در بيانيه رسمي اتحاديه
اروپا در ژوئن 1983 و كمي بعد در منشور واحد اروپائي در دسامبر 1985 بيان شده
بودند ، تنظيم نمودند.
گرچه اين نوع همكاري در
زمينه سياست خارجي در بر گيرنده تمامي فعاليتهاي سياسي است ولي به هيچوجه در عمل
بطور مستقيم همكاري سياسي اروپائي در تضاد با ابعاد امنيتي و دفاعي مرتبط با امور
داخلي اروپا نبوده است. كار در اين زمينه مي بايد محتاطانه و آزمايشي صورت مي
گرفت. چرا كه جنبه هاي سياسي و اقتصادي در همكاري سياسي اروپائي مورد بررسي قرار
مي گيرند ولي امنيت در مفهوم گسترده خود مسائل بزرگتري را بدنبال دارد. بنابراين
بحث مفهوم اروپائي امنيت بطور كلي در اين قالب امكانپذير نبوده است.
ترتيبات دو و چند جانبه :
در طول تاريخ پيمان ،
ساختارهاي دفاعي جمعي در چهارچوب اين پيمان از طريق يكسري توافقات دو و چند جانبه
و طرحهاي مشخص همكاري بويژه در بخش توليد تسليحات ، تكميل شده اند. تلاشهاي ويژه
اي نيز براي تقويت همكاري در زمينه استاندارد نمودن تجهيزات ، براي مثال بين
كشورهاي فرانسه ، ايتاليا ، هلند ، آلمان، بلژيك ، لوكزامبورگ و انگليس (FINABEL) صورت گرفت و سازماني كه كار استاندارد كردن بهتر تجهيزات و جنگ
افزارهاي نيروهاي زميني را بعهده دارد ، بوجود آمد.
در بخش نظامي پيمان ، از
طريق ترتيبات مربوط به فرماندهي هاي منطقه اي نظير نيروهاي شمالي ، مركزي و جنوبي
اروپا[45]
و همچنين از طريق فرماندهي هاي پشتيباني آنها گروههائي تشكيل مي شود كه دو يا چند
كشور از اعضاء پيمان را در زمينه همكاري و اجرائي براي دفاع چند مليتي گسترده تر
دور هم جمع مي كند. همينطور در بسياري از آژانسهاي غيرنظامي و نظامي نظير آژانسهاي
توليدي و لجستيكي كه توسط پيمان براي انجام وظايف خاص بوجود آمدند ، گروههاي
مختلفي از كشورهاي عضو براي سهيم شدن بيشتر در منافع و مسئوليتها در ترتيباتي كه
نهايتاً تمامي منافع پيمان را تأمين مي نمايند ، گردهم آمدند. اين وضعيت در ايجاد
نيروهاي تخصصي مثل دو نيروي دريائي ثابت در درياي شمال و كانال انگليس[46]
، نيروهاي آماده دريائي مديترانه[47]
و نيروهاي متحرك پيمان[48]
نيز ديده مي شود. تمامي اينها ترتيبات عملي هستند كه برخي از كشورهاي عضو ناتو، نه
همه آنها ، بدليل ملاحظات منطقه اي يا به علت تناسب نيروهاي قابل دسترس كه بطور
كلي از آنها در جهت تقويت بازدارند پيمان استفاده مي گردد ، در آنها شركت مي كنند.
چنين ترتيباتي ممكن است از طريق ساختارهاي پيمان يا بصورت مستقل و دوجانبه
سازماندهي شوند. از اينرو در زمينه نظامي ، آمريكا و كانادا در چهارچوب استراتژيك
وسيعتر امنيت كلي غربي از سال 1958 مشتركاً در ترتيبات سازماندهي شده كنترل و
فرماندهي براي دفاع هوائي و فضائي آمريكاي شمالي موسوم به نوراد[49]
شركت نمودند.
ترتيبات دوجانبه ديگري توسط
برخي از دولتهاي اروپائي براي تقويت بيشتر همكاري دفاعي اروپائي صورت گرفته بود.
در 22 ژانويه 1988 فرانسه و جمهوري فدرال آلمان پروتكلي را در زمينه ايجاد يك
شوراي دفاعي و امنيتي براي تقويت و نظارت بر همكاري دوجانبه در زمينه هائي چون
كنترل و خلع سلاح ، سازماندهي مانورهاي مشترك ، ايجاد واحدهاي مشترك نظامي از جمله
تشكيل تيپ مشترك فرانسوي ـ آلماني و همكاري تسليحاتي را به امضاء رسانده بودند.
طرحهائي نيز توسط ايتاليا و اسپانيا براي همكاري نزديكتر دوجانبه با ديگر اعضاي
پيمان در زمينه هاي مختلف نظامي مطرح شده بود. راههاي جديد همكاري بين فرانسه و انگليس
توسط دولتين دو كشور تحت بررسي بود و يك گروه مطالعاتي انگليسي ـ آلماني روشهاي
گسترش همكاريهاي نظامي اين دو كشور را بررسي مي كرد. براي آينده نيز ، طرحهاي دو و
چند جانبه اي براي گردهم آوردن اكثر كشورهاي اروپائي بعلاوه آمريكا و كانادا در
برنامه هاي همكاري جهت برآوردن نيازهاي مشترك آنها در دست اقدام بود.
گروه اروپائي ناتو :
در سال 1968 يك ابتكار
غيررسمي چند جانبه بمنظور تقويت ستون اروپائي پيمان با بوجود آمدن گروه اروپائي[50]
ناتو به منصه ظهور رسيد. گروه اروپائي ، گروهي متشكل از دولتهاي اروپائي در
چهارچوب ناتو مي باشد كه به روي تمامي اعضاي اروپائي اين پيمان باز است. هدف اساسي
اين گروه كمك به تقويت كل پيمان و تضمين اين موضوع است كه سهم اروپا در دفاع مشترك
، در حد امكان قويتر و مستحكمتر شود. گروه مذكور اين مهم را به دو صورت انجام مي
دهد :
ـ فراهم ساختن يك مرجع غيررسمي كه وزراي دفاع
اروپائي بتوانند در آن در مورد مسائل مهم سياسي و امنيتي تبادل نظر نمايند؛
ـ بسط همكاري عملي از طريق گروههاي فرعي تخصصي ؛
ترتيبات كاري گروه اروپائي
انعطاف پذير و واقع بينانه است. مركز ثقل فعاليت اين گروه جلسات وزراي دفاع
كشورهاي عضو مي باشد. وزراي دفاع هر سال دو بار قبل از اجلاسهاي منظم شش ماهه
كميته برنامه ريزي دفاعي ناتو[51]
، براي بحث پيرامون مسائل مهم دفاعي و استماع گزارشات روساي گروههاي فرعي تخصصي ،
گردهم مي آيند. رياست گروه اروپائي در هر سال بعهده يكي از اعضاء است. ديدارهاي
وزاري دفاع توسط كميته موقتي متشكل از سفراي كشورهاي اروپائي در ناتو آماده مي
شود. كارهاي روزمره اين گروه توسط گروه پرسنلي آن انجام مي گردد كه متشكل از
نمايندگان رسمي هيئتهاي كشورهاي عضو در مركز ناتو مي باشد. دبيرخانه اين گروه توسط
انگليس فراهم شده است.
فعاليتهائي كه در جهت افزايش
تفاهم در داخل ناتو و بويژه در آمريكا در زمينه تلاش براي دفاع اروپائي صورت مي
گيرد ، مهمترين كار گروه اروپائي محسوب مي شود. گروه اروپائي براي رسيدن به اين
هدف بطور مرتب هياتهائي را به آمريكاي شمالي اعزام مي كند. ترتيباتي نيز براي
بازديد حقوقدانها و روزنامه نگاران آمريكاي شمالي از نيروهاي دفاعي اروپائي بعمل
مي آيد. همچنين در مركز ناتو گروههاي متعدد بازديده كننده با اهداف اين گروه آشنا
مي شوند. در سال 1988 ، گروه اروپائي ناتو كتابي را منتشر ساخت كه در آن مشاركت
اروپا در دفاع مشترك تشريح شده و اطلاعاتي را در مورد نيروهاي نظامي هر يك از
كشورهاي عضو در اختيار خوانندگان قرار مي داد. كتاب مزبور در سطح وسيعي در آمريكاي
شمالي توزيع شد.
گروههاي فرعي :
گروه اروپائي ناتو براي بسط
همكاريهاي گسترده تر دفاعي ، تعدادي گروه فرعي تخصصي ايجاد كرده است. اين گروههاي
فرعي متشكل از متخصصان وزارتخانه هاي دفاع كشورهاي عضو مي باشند و رياست هر يك از
اين گروهها بعهده يكي از كشورهاي عضو است كه علاوه بر رياست ، نيازهاي پرسنلي و
اجرائي گروه مذكور را نيز برآورده مي سازد. روساي هر يك از اين گروهها اقدامات
گروه خود را به اجلاس وزاري دفاع كشورهاي عضو كه هر شش ماه يكبار برگزار مي گردد ،
گزارش مي دهند. مقامات نظامي ناتو و ساير اعضاي ناتو كه عضو گروه اروپائي نيستند
نيز بعضاً در كار گروههاي فرعي مشاركت مي نمايند.
فرماندهي اروپائي :
فرماندهي اروپائي (يوروكم)[52]
توانائي عملياتي بين سيستمهاي ارتباطات تاكتيكي نيروهاي زميني كشورهاي اروپائي را
ارتقاء مي دهد. در اين رابطه ارتباط با آمريكاي شمالي و فرانسه نيز حفظ گرديده
است. تجهيزات عملياتي و پارامترهاي سيستمهاي اصلي تعيين شده توسط فرماندهي اروپائي
از استانداردهاي بالائي در زمينه ارتباطات تاكتيكي در داخل پيمان برخوردار مي
باشد. تا سال 95 كشورهاي عضو گروه اروپائي تجهيزاتي را كه بر طبق چنين
استانداردهائي ساخته شده اند بكار گرفتند تا بدينوسيله ظرفيت برآورده نمودن
نيازهاي قرن آينده را بالا ببرند.
لجستيك اروپائي :
گروه لجستيك اروپائي (يورولوگ)[53]
همكاري نزديكتر بين كشورهاي گروه اروپائي در زمينه پشتيباني لجستيكي نيروهاي مسلح
آنها را تقويت مي نمايد. اين گروه در امر يكنواخت كردن روشها و اقدامات لجستيكي
مشترك براي توسعه توانائي عملياتي و مشاركت لجستيكي متقابل و تعيين موقعيتهاي
همكاري در زمينه هاي لجستيكي ، موفق بوده است. يكي از مسائل اصلي مورد توجه
يورولوگ تقويت پشتيباني از طريق مذاكره و اقدامات عملي و مشاركت در تلاشهائي كه در
داخل پيمان براي ارتقاء اين امر انجام مي شود ، مي باشد.
برنامه دراز مدت اروپائي :
گروه برنامه دراز مدت
اروپائي (يورو لانگ ترم)[54]
برنامه هاي عملياتي نيروهاي اروپائي در سالهاي آينده را تدوين مي نمايد. در اين
رابطه برنامه هاي زيادي مورد موافقت قرار گرفته كه خطوط اساسي مشترك براي برنامه
ريزي كشورها و توسعه ابزارهاي همكاري را ترسيم مي نمايد. هر چند يورو لانگ ترم روي
زمينه هاي مورد نظر خاص نيروهاي اروپائي متمركز است ولي اين نكته نيز وجود دارد كه
كار اين گروه كاملاً مرتبط با اقدامات و فعاليت مراجع نظامي ناتو مي باشد.
بهداري اروپائي :
هدف بهداري اروپائي (يورو
مد)[55]
تقويت همكاري در زمينه پزشكي نظامي است. توسعه برنامه ها و رويه هاي مشترك ،
سازماندهي دروه هاي مشترك آموزشي، ايجاد ترتيباتي براي تبادل اطلاعات و برنامه هاي
مطالعات مشترك در برخي از زمينه هاي مهم فني ، از جمله موفقيتهاي يورو مد بوده
است.
همكاري تسليحاتي :
گروه اروپائي ناتو از طريق
گروه فرعي همكاريهاي تسليحاتي (يوروناد)[56]،
همكاري نزديك در زمينه تهيه تجهيزات دفاعي را بنيان نهاد. اين موضوع باعث ايجاد
برنامه مستقل اروپائي[57]
شد كه اكنون زمينه اصلي كار در اين خصوص مي باشد.
آموزش اروپائي ناتو :
گروه آموزش اروپائي ناتو
موفقيتهاي چشمگيري در دستيابي به هدف خود مبني بر توسعه امكانات آموزش مشترك داشته
است. اين گروه كه نمونه خوب ابتكار اروپائي براي تقويت همكاريهاي داخل پيمان مي
باشد ، اكنون از مشاركت كامل ايالات متحده و كانادا نيز برخوردار است. تحت نظارت
گروه مزبور حدود پنجاه برنامه آموزش مشترك نظير مدرسه بين المللي گشت و شناسائي
وسيع[58]
، مدرسه مباني آموزش خلباني هليكوپتر[59] و برنامه مشتركت آموزش خلبان جت بوجود آمده
است. اين نمونه هائي از برنامه هاي آموزشي اين گروه بوده است.
گروه برنامه مستقل اروپائي :
گروه برنامه مستقل اروپائي[60]
مهمترين تشكيلاتي است كه از طريق آن كشورهاي اروپائي عضو ناتو همكاري گسترده تري
را در زمينه تهيه جنگ افزارها دنبال مي كنند. گروه برنامه مستقل اروپائي جداي از
ناتو و مربوط به بخش اروپائي آن مي باشد. اين گروه در سال 1976 بدنبال درخواست
وزراي دفاع گروه اروپائي ناتو مبني بر ايجاد روشي كه تمامي كشورهاي هم پيمان اروپائي
بتوانند از طريق آن به پيشرفتهاي عملي در همكاري فيمابين نائل آيند ، بوجود آمد.
اهداف اين گروه عبارتند از :
ـ مساعد نمودن زمينه براي استفاده موثر از
سرمايه ها در امر تحقيقات ، توسعه و تهيه تجهيزات ؛
ـ بالا بردن سطح استاندارد و قدرت عملياتي
تجهيزات ؛
ـ حفظ زمينه سالم صنعت و تكنولوژي دفاعي اروپائي
؛
ـ ترويج همكاري تسليحاتي متوازن دوجانبه بين
اروپا و آمريكاي شمالي ؛
همكاري بين المللي در بخش
تهيه تجهيزات نيز به نوبه خود عاري از مشكلات نبوده است. در عين حال طي سالهاي
اخير طرحهاي موفقيت آميز دو و چند جانبه زيادي در اروپا در زمينه تهيه تجهيزات ،
خارج از چهارچوب فعاليتهاي گروه برنامه مستقل اروپائي وجود داشته است. در يك مورد
، آلمان ، ايتاليا و انگليس براي توليد و توسعه هواپيماي جنگي چند منظوره تورنادو
با همديگر همكاري نمودند. هواپيماهاي جنگي تورنادو بعنوان تنها هواپيمائي كه قادر
به انجام عمليات در شرايط جوي مختلف است ، در اختيار فرماندهيهاي ناتو قرار مي
گيرند. وزراي دفاع اروپائي در اولين اجلاسي كه زير نظر گروه برنامه مستقل اروپائي
در نوامبر 1984 تشكيل دادند ، تصميم گرفتند حيطه برنامه هاي همكاري را گسترش داده
و تحرك جديدي به گروه برنامه مستقل اروپائي بدهند. در نيتجه بررسي جامعي درخصوص
نيازهاي تسليحاتي كشورهاي عضو با هدف مشخص كردن زمينه هاي همكاري در بعد وسيعتر
صورت گرفت و وزاري دفاع موافقت خود را با بررسي هر چه سريعتر كليه طرحهاي مهم،
براي نشان دادن اينكه امكان همكاريهاي بين المللي نيز مورد توجه مي باشد ، اعلام
كردند.
وزاري دفاع گروه اروپائي
ناتو همچنين با هدف تشويق صنايع دفاعي اروپا آمادگي خود را براي پذيرفتن تجهيزاتي
كه در اروپا در دست توليد بودند ، برقراري رقابت در اجراي طرحهاي همكاري اروپائي و
تشويق ايجاد رابطه صنعتي بين كشورهاي اروپائي ، اعلام كردند. در سالهاي 1985 و
1986 بررسي جامعي در مورد بهبود وضعيت صنايع دفاعي اروپائي بعمل آمد كه توجه خاصي
به سازماندهي منابع صنعتي داشت. گزارش اين بررسي چهارچوبي را براي ابتكارات جديد
در جهت همكاري تسليحاتي بيشتر اروپا ترسيم نمود. گزارش مذكور كه با عنوان ‹ به سوي
اروپاي قويتر› تهيه شده بود در دسامبر 1086 در دو جلد منتشر شد. اين گزارش در
اجلاس 22 ژوئن 1987 بعنوان پايه اي براي كار آينده در اين زمينه به تصويب وزراي
دفاع گروه برنامه مستقل اروپائي رسيد. مشخصه بارز اين گزارش عبارت از ايجاد يك
بازار رقابت آزاد ، هماهنگي نزديكتر در زمينه تحقيقات و ترويج توسعه صنايع دفاعي
مي باشند. برخي تغييرات ساختاري و تشكيلاتي نيز شامل تعيين مسئوليتهاي جديد در سه
زمينه اي كه گروه مستقل اروپائي را بوجود آورد و همچنين در زمينه ايجاد يك
دبيرخانه بين المللي دائمي در ليسبون ، بعمل آمد. براساس يك طرح اجرائي كه بمنظور
تحقق پيشنهادات گزارش مزبور در نوامبر 1988 به تصويب وزاري دفاع رسيد، گروه برنامه
مستقل اروپائي يك برنامه همكاري شامل تمامي جنبه هاي مرتبط با تجهيزات دفاعي اعم
از برنامه ريزي نظامي دراز مدت از طريق طبقه بندي تجهيزات عملياتي ، تحقيقات ،
توسعه و توليد را بعهده گرفته است. وجه بارز طرح مورد نظر، باز بودن كامل بازار
تجهيزات اروپائي بر روي تمامي سرمايه گذاران كشورهاي عضو گروه برنامه مستقل
اروپائي است. در اين طرح همچنين بر گسترش همكاري در زمينه تكنولوژيهاي مورد نياز
جهت حفظ اصول تكنولوژيكي دفاعي اروپا تأكيد شده است.
گروه برنامه مستقل اروپائي ،
بدنبال تشويق همكاري بين اروپا و آمريكاي شمالي در زمينه هاي خاص توليد و تهيه
تجهيزات دفاعي از طريق رفع موانع موجود، است. گروه مزبور محيطي را فراهم مي كند كه
در آن ديدگاه مشترك اروپائي بتواند توسعه يابد و تكنولوژيهاي مهم و لازم بتوانند
براساس همكاري بين اروپا و آمريكاي شمالي به ظهور برسند.
اتحاديه اروپاي غربي :
در رابطه با اتحاديه اروپاي
غربي[61]
، تنها سازمان نظامي (سازمان پيمان بروكسل) و مسئوليتهاي اساسي آن در زمينه امور
دفاعي در سال 1951 به ناتو منتقل شد. سپس مسئوليتهاي اوليه اقتصادي ، اجتماعي و
فرهنگي آن با توجه به بوجود آمدن سازمان همكاريهاي اقتصادي اروپائي[62]
، شوراي اروپا و جوامع اروپائي به اين نهادها انتقال يافت. بهرحال اتحاديه اروپاي
غربي وظايف محدودتر ناشي از پيمان تجديد نظر شده بروكسل را در بخشهاي خاصي حفظ
نموده و به انجام آنها براساس روشهاي جاري خود طي دهه هاي 1950 ، 1960 و 1970
ادامه داد. وظايف آن عمدتاً مربوط به نظارت ، از طريق آژانس كنترل تسليحات ، با
پذيرش داوطلبانه موافقتنامه هاي مربوط به محدوديت تسليحات كه توسط طرفهاي مقابل
طبق پيمان بروكسل و توافقات 1954 پاريس ، پذيرفته شده بود و يكنواخت كردن مواضع
هفت كشور عضو و ايجاد هماهنگي در تلاشهاي آنها با هدف افزايش كارآيي فعاليتهاي
مشترك در زمينه تسليحات ، از طريق كميته ثابت تسليحاتي بود. شوراي اتحاديه اروپاي
غربي همچنين زمينه لازم براي كار مجمع پارلماني اين اتحاديه را كه به تدريج وارد
بعد امنيت اروپائي مي شد ، فراهم مي كرد.
علاوه بر اين وظايف ،
اتحاديه اروپاي غربي تا سال 1973 كه انگليس به پيمان رم پيوست بعنوان يك مرجع در
جهت برقراري ارتباطات غيررسمي بين انگليس و شش عضو اوليه امضاء كننده پيمان 1957 رم بكار گرفته مي
شد.
در سي امين سالروز امضاي
پيمان بروكسل ، در سال 1984 اجلاس مشترك وزاري خارجه و دفاع اتحاديه اروپاي غربي
با هدف تحرك بخشيدن مجدد به اتحاديه در رم تشكيل شد. اين اجلاس در واقع هم به
معناي تصويب همكاري اروپائي آتلانتيك شمالي و هم تائيد نياز به بعد امنيتي قوي در
روند ساختار اروپائي به موازات بعد اقتصادي كه بوسيله جوامع اروپائي پذيرفته شده
بود و بعد سياست خارجي شكل گرفته از طريق همكاري سياسي اروپائي ، بود. هفت كشور
عضو اتحاديه اروپاي غربي ، با توجه به محدوديتهاي احتمالي ناشي از همكاري سياسي
اروپائي در بحثهاي مربوط به امنيت اروپا ، در اين اجلاس تصميم گرفتند اتحاديه
مزبور را براي مباحث منظم مربوط به مسائل دفاعي و امنيتي اروپائي با هدف توسعه نقش
آن بعنوان مركز انعكاس و يكنواخت كردن نقطه نظرات حول موضوعات ذيربط ، بكار گيرند.
در اجلاس مزبور همچنين بر لزوم گسترش اطلاعات افكار عمومي در مورد مسئله دفاع در
اروپا و افزايش نقش مجمع پارلماني اتحاديه اروپاي غربي تأكيد كردند.
اساس تصميم و تحرك بخشيدن
مجدد به كار اتحاديه اروپاي غربي در بيانيه اي كه در 27 اكتبر 1984 در اجلاس رم به
تصويب وزراي خارجه و دفاع هفت كشور عضو رسيد ، تشريح شد. در بيانيه مزبور غيرقابل
تفكيك بودن امنيت در حوزه پيمان آتلانيتك شمالي و ضرورت هماهنگي نزديك با ديگر
متحديني كه در اتحاديه اروپاي غربي عضويت ندارند ، مورد تاكيد قرار گرفته بود. دو
هدف مهم ديگر براي فعال كردن مجدد اين پيمان در اين بيانيه ذكر شده بود كه عبارت
بودند از : اولاً بيانيه خواستار استفاده بهتر از چهارچوب اتحاديه براي افزايش
همكاري و نزديك كردن نظرات جهت حفظ صلح و همچنين تقويت سياستهاي مرتبط با
بازدارندگي ، دفاع و ثبات دائمي بود. بيانيه براين نكته تاكيد داشت كه استفاده
بهتر از اتحاديه اروپاي غربي نه تنها به امنيت اروپاي غربي بلكه بر افزايش دفاع
مشترك تمامي كشورهاي عضو موسس اتحاديه كمك خواهد كرد. ثانياً در بيانيه مزبور
تصريح شده بود كه همكاريهاي بعمل آمده در جهت تقويت بنيه نظامي و همبستگي سياسي در
اروپا ، شالوده كار براي دستيابي به رابطه اي مستحكمتر بين كشورهاي شرق و غرب را
فراهم آورده است.
در اجلاس وزراي دفاع و خارجه
كشورهاي اتحاديه اروپاي غربي موارد خاصي از جمله مشخص كردن زمينه هائي كه نيازمند
تلاشهاي ويژه براي يكنواخت كردن نظرات مي باشند ، اصلاحات سازماني ، فعال نمودن
شوراي اتحاديه ؛ اقدامات مرتبط با نقش مجمع پارلماني اتحاديه ، فعاليت آژانس
اتحاديه اروپاي غربي كنترل تسليحات[63]
و كميته ثابت تسليحات[64]
؛ اقدامات مربوط به فعاليت گروه برنامه مستقل اروپائي ، كنفرانس مديران تسليحات
ملي ناتو و فينابل ؛ و سرانجام اقدامات مربوط به ارتباط با كشورهاي غير عضو
اتحاديه اروپائي غربي ، مورد تصويب قرار گرفت. در ضمن يك برنامه انتقالي سه ساله
نيز براي تغيير دادن تشكيلات مختلف اتحاديه اروپاي غربي متناسب با نقش جديد اين
اتحاديه به تصويب رسيد.
وزراي خارجه و دفاع اتحاديه
اروپاي غربي براي بررسي پيشرفت كار اتحاديه با توجه به نقشهاي جديد آن در سال 1985
در بن و در سال 1986 در ونيز تشكيل جلسه دادند. آنها مجدداً در اكتبر 1987 در لاهه
گردهم آمدند. در پايان اين اجلاس بيانيه مربوط به منافع امنيتي اروپا كه اساس كار
آينده اتحاديه را تنظيم مي كرد ، انتشار يافت. اين تحول مهم و جديد باعث شد كه
كشورهاي اتحاديه اروپاي غربي متقاعد شوند كه ساختار يك اروپاي كامل متحد تا زماني
كه شامل امنيت و دفاع نباشد ، ناقص خواهد بود.
بيانيه منتشره در پايان
اجلاس لاهه برخي از فرصتهاي مناسب ، بويژه در بخش كنترل تسليحات و خلع سلاح و
مذاكرات و همكاري شرق و غرب را ارائه نمود تا كشورهاي اتحاديه اروپاي غربي ايجاد
وحدت اروپائي شامل مسائل امنيتي و دفاعي را ملحوظ نمايند. تقويت بيشتر بنيه دفاعي
اروپا مبين مهمترين هدف اجلاس لاهه بود و از نظر كشورهاي ذيربط بعنوان شرط لازم
براي موثرتر واقع شدن مشاركت آنها در دفاع مشترك از غرب تلقي گرديد.
اتحاديه اروپاي غربي بر
ادامه وابستگي به دكترين هارمل و به موازات آن همبستگي سياسي همراه با قدرت دفاعي
لازم تأكيد نموده است. همچنين اهميت حفظ جوهره اصلي و اساس مشاركت آتلانتيكي در بيانيه
اجلاس لاهه طي يك عبارت كلي بصورت ذيل مورد تأكيد قرار گرفته است :
« امنيت كشورهاي اروپاي غربي تنها از طريق
همكاري تنگاتنگ با متحد ما آمريكاي شمالي قابل تضمين است. 000 همانگونه كه تعهد
دموكراسي هاي آمريكاي شمالي براي امنيت اروپا حياتي است ، يك اروپاي غربي آزاد ،
مستقل و متحد تر نيز براي امنيت آمريكاي شمالي حياتي مي باشد. »
در بيانيه مزبور ملاكهائي كه
براساس آن امنيت اروپائي بايد شكل بگيرد مشخص شده بود. اين ملاكها در برگيرنده
نياز به حفظ ترتيبات همكاري بين برخي از كشورهاي عضو و ايالات متحده با توجه به
سلاحهاي هسته اي و نقش نيروهاي اتمي مستقل فرانسه و انگليس در اين رابطه بود.
روند تجديد حيات اتحاديه
اروپاي غربي هنوز ناتمام است ولي اين انتظار وجود داشت كه مجدداً در پيمان
آتلانتيك تلاشها جهت حصول پيشرفت هم در زمينه سياسي و هم در زمينه بازدارندگي و
دفاعي تشديد يابد. اين اتحاديه همچنين يك مرجع اروپائي براي ايجاد هماهنگي در
زمينه هاي خاصي را فراهم نموده است. اين مسئله از طرق مختلف ، از جمله : استفاده
از اتحاديه اروپاي غربي براي مشورت و هماهنگي عمليات دريائي كه تحت نظر دولتهاي
ملي براي حفاظت از امر كشتيراني در خليج (فارس) كه بسياري از كشورهاي اروپائي در
آن كشتيراني فعال دارند، صورت گرفته است. ساير كشورهاي عضو ناتو و اتحاديه اروپاي
غربي نگران اقدامات عملي يا مالي براي پر كردن شكافهاي موجود و مشاركت در تأمين
هزينه آن بوده اند.
بعد از نشست وزاري خارجه و
دفاع اتحاديه اروپاي غربي در آوريل 1988 در لاهه ، از كشورهاي پرتقال و اسپانيا
براي عضويت در پيمان دعوت بعمل آمد. اين دو كشور در 14 نوامبر همان سال موافقتنامه
الحاق را امضاء و پس از طي مراحل تصويب به عضويت كامل آن درآمدند. كشورهاي ديگر
مانند يونان و تركيه نيز براي به عضويت درآمدن در آن ابراز تمايل كردند.
آنچه كه گفته شد مبين
پيشرفتهاي مهم در زمينه همكاري ماوراي آتلانتيك و اروپا در زمينه دفاعي است. البته
فشارهاي سياسي ، عوامل جغرافيائي و ديگر ملاحظات ملي مي تواند در جنبه هاي مختلف
واقعي يا صوري قضيه تأثير بگذارد. بطور كلي محدوديتها و امتيازات هر يك از اعضاء
در ارتباط با تعهداتشان به عدم ورود به هرگونه سازمان بين المللي كه با اين پيمان
در تضاد باشد ، بخوبي تعريف شده است. با توجه به اين مهم تلاشها در جهت تقويت
پيمان براي پي ريزي رابطه بين اروپا و آمريكاي شمالي در راستاي امنيت مشترك آنها
را مي توان مشاهده نمود.
پيمان
ناتو از كشورهاي داراي حاكميت ملي كه استقلال خود را در تمامي زمينه ها از جمله در
سياست خارجي حفظ كرده اند، تشكيل شده است. تمامي اعضاي ناتو از حقوق مساوي
برخوردار بوده و هر كدام از آنها ، بدون در نظر گرفتن ميزان وسعت، تعداد جمعيت و
تعهدات جهاني يا منطقه اي داراي يك رأي مساوي در شورا هستند. از اينرو تصميم گيري
در شورا نه از طريق اكثريت آراء بلكه از طريق اجماع انجام مي گيرد. اجماع روش
تصميم گيري در كل پيمان است. به اين دليل رسيدن به اجماع در بين كشورهاي عضو كه هر
كدام در ارتباط با مسائل مطروحه ، تجارب و نقطه نظرات خاص خود را ارائه مي دهند ،
لزوماً به فرصت و زمان نياز دارد. اولين شرط لازم براي اينكه تمامي آنها كاملاً و
آزادانه نسبت به يك موضوع موافقت داشته باشند اين است كه مواضع يكديگر را درك
كنند.
بنابراين همكاريهاي نزديك
سياسي بين كشورهاي عضو اولاً و قبل ازهر چيز بستگي به اين دارد كه دولتهاي عضو از
كليه سياستهاي ساير اعضاء و دلايلي كه آنها را به اتخاذ چنين سياستهائي وامي دارد
مطلع شوند ؛ ثانياً درصورت لزوم هماهنگي در سياست خارجي اعضاء بايد بين آنها
مشورتهاي مداوم بمنظور تغيير و تعديل در افكار و مواضعشان درخصوص مسائل خاص وجود
داشته باشد. اين دو هدف جدا از هم هستند ولي با هم ارتباط دارند.
مطلع نمودن دولتهاي عضو :
مطلع نمودن دولتهاي عضو بطور
كلي يعني تبادل منظم اطلاعات در مورد مسائل مربوط به پيمان و اطلاع از تصميمات
متخذه ، قبل از اينكه اين تصميمات اعلام شوند. در عمل اين تبادل اطلاعات در ابتدا
كمي بيشتر از آشنائي بود ولي اكنون اين موضوع بعنوان اولين قدم بسيار مهم در روند
درك همكاريهاي سياسي درآمده است. اگر مشورتهاي سياسي بخواهد موثر واقع شود و راه
را براي روند درك همكاريهاي سياسي واقعي باز كند نمي تواند تنها منحصر به تبادل
اطلاعات باشد. دولتها در طي مرحله سياستگذاري و تصميم گيري سياسي و قبل از اينكه
تصميم نهائي اتخاذ كنند به تبادل نظر نياز دارند.
مشورتهاي سياسي از زماني كه
اعضاي شورا اولين بار در مه 1950 گردهم آمدند ، بعنوان يك عمل سيستماتيك در ناتو
درآمده است. يكي از وظايف آنها تبادل نظر در مورد مسائل سياسي مشترك در ارتباط با
پيمان بود. بعنوان نمونه كشورهاي عضو بخصوص در رابطه با چگونگي مشاركت بهتر آلمان
در دفاع از غرب و همچنين در مورد مسئله الحاق يونان و تركيه به پيمان ناتو
نظراتشان را هماهنگ كردند. اعضاء ناتو همچنين درخصوص سياستهاي كشورهاي بلوك
كمونيست به تبادل نظر و اطلاعات پرداختند.
وقتي كه شورا در آوريل 1952
اجلاسهاي دائمي خود را شروع كرد ، مسئله مشورتهاي سياسي را بنا به پيشنهادات مصوب
اجلاس وزراء در ليسبون در همان سال، گسترش داد. اختيارات شورا در اين زمينه با
تصويب قطعنامه اي در آوريل 1954 كه در آن از كشورهاي عضو خواسته شده بود تا تمامي
اطلاعات سياسي مورد علاقه ساير اعضاء را به شورا ارائه دهند ، افزايش يافت. در
خلال همين دوره (كه از سال 1953 آغاز شد) شورا پاسخهاي تهيه شده توسط سه كشور غربي
اشغال كننده به يادداشتهاي متعدد شوروي در مورد آلمان را مورد بحث قرار داد. اين
موضوع همچنين در مذاكرات مربوط به موافقتنامه پاريس و لندن كه در اكتبر 1954 تصويب
شد و در كارهاي مقدماتي كنفرانس ژنو در تابستان 1955 و كنفرانس وزاري خارجه در ژنو
در پائيز همان سال ، انجام شد. وقايع سياسي در چهارچوب ناتو و رشد اين عقيده كه
سازمان ناتو بايد منسجم تر باشد باعث شد كه در اجلاس وزراء در مه 1956 « كميته
همكاريهاي غيرنظامي ناتو » تشكيل شود.
اين كميته كه اغلب به آن كميته
سه جانبه يا « سه خبره » گفته مي شود بمنظور ارائه توصيه هاي لازم به شورا در مورد
راههاي توسعه همكاريهاي ناتو در زمينه هاي غيرنظامي و در رابطه با گسترش اتحاد
بيشتر در جامعه آتلانتيكي بوجود آمد. اين گزارش كميته مذكور و توصيه هاي آن بود كه
در 13 دسامبر 1956 يعني كمي بعد از بحران كانال سوئز ، توسط شورا تصويب گرديد و
براي نخستين بار اهميت حياتي مشورتهاي سياسي ناتو را روشن ساخت و براي توسعه و
تحرك بخشيدن به آن فعاليت زيادي انجام داد.
همكاريهاي غيرنظامي در ناتو :
كميته فوق الذكر تأئيد كرد
كه ناتو تنها تحت شرايط خاص و در صورتيكه روابط نزديك سياسي و اقتصادي بين اعضايش
وجود داشته باشد ، مي تواند وظيفه بازدارندگي خود را انجام دهد. پيماني كه اعضاء
آن منافع يكديگر را ناديده بگيرند و يا درگير كشمكشهاي سياسي يا اقتصادي شوند يا
بدگماني به يكديگر را پرورش دهند نمي تواند براي بازدارندگي يا دفاع مفيد باشد. به
اين ترتيب اعضاي اين كميته اعلام كردند كه دو زمينه امنيتي يعني سياسي و نظامي نمي
توانند جداي از هم در نظر گرفته شوند. ناتو اگر بخواهد قوي و بادوام باشد بايد
براي فراهم نمودن تماسهاي مداوم و نزديك بين بخشهاي نظامي و غيرنظامي خود اقدامات
لازم را بعمل آورد. كميته يادشده بويژه مسئله توسعه همكاريها و مشورتهاي سياسي در
مراحل اوليه سياستگذاري و قبل از اينكه مواضع ملي كشورها نهائي شود را توصيه نمود
و متذكر شد كه اين همكاريها به بهترين وجه در تصميمات جمعي در مورد مسائل مشترك مربوط
به پيمان ناتو نتيجه خواهند داد و حداقل اين همكاريها تضمين مي كند كه هيچ عملي
توسط يكي از اعضاء بدون اطلاع از نظرات ساير اعضاء صورت نخواهد گرفت.
اين كميته مشكلات و مسائل
موجود بر سر راه اجراي اين اصول را پيش بيني كرد. با اين وجود اعضاء كميته تصور
كردند كه اگر يكسري پيشنهادات را بعنوان راهنما براي اقدامات آينده ارائه دهند
ارزشمند خواهد بود. اين پيشنهادات عبارتند از :
ـ اعضاء بايد شورا را از هر اقدامي كه به پيمان
ارتباط پيدا مي كند مطلع سازند. اينكار نبايد بصورت تشريفاتي انجام شود بلكه در
وهله نخست بايد براي فعال كردن مشورتهاي سياسي صورت گيرد.
ـ هر كدام از دولتهاي عضو و همچنين دبير كل
پيمان بايد حق داشته باشند كه هر موضوع مربوط به منافع عمومي ناتو ، نه صرفاً يك
موضوع داخلي خود، را در شورا مطرح نمايند.
ـ هيچيك از دولتهاي عضو نبايد بدون مشورتهاي
قبلي سياستهاي قطعي و يا تصميمات سياسي قطعي درخصوص مسائلي كه بر پيمان يا هر يك
از اعضاي آن تأثير مي گذارد را اتخاذ كند مگر اينكه تحت شرايط خاصي چنين مشورتهاي
قبلي غيرممكن باشد.
ـ اعضاء پيمان براي اجراي سياستهاي ملي خود بايد
منافع و نظرات ساير دولتهائي كه اين سياستها مستقيماً به آنها ارتباط پيدا مي كند،
حتي درجائي كه جمع نظرات يا اجماع در شورا بدست نيامده باشد را ، مورد توجه قرار
دهند.
ـ در جائي كه اجماع حاصل شده باشد اين اجماع
بايد در سياستگذاري ملي اعضاء اجرا شود و زماني كه بدلايل ملي اين اجماع در نظر
گرفته نشود دولت مربوطه بايد توضيحات لازم را به شورا ارائه دهد. حتي مهمتر از آن
اينكه وقتي يك توافق و توصيه رسمي از بحثهاي شورا بدست آمد دولتها بايد آنرا در
تمامي سياستها با اقدامات ملي مربوط به موضوع توصيه مذكور ملحوظ نمايند.
موارد فوق راهنمائيهاي كلي
كميته همكاريهاي غيرنظامي بود. اين كميته همچنين توصيه هاي خاصي را براي تقويت اين
رويه ترسيم نمود كه عبارت بودند از :
ـ براي تقويت روند مشورتها ، وزراي خارجه بايد
در هر يك از اجلاسهاي بهاره خود پيشرفتهاي سياسي پيمان را براساس گزارش ارزيابي
سياسي سالانه اي كه توسط دبيركل ارائه مي شود ، مورد بررسي قرار دهند.
ـ براي اينكه به نمايندگان دائمي كشورها در ناتو
و دبيركل پيمان در زمينه انجام مسئوليتهايشان در جهت مشورتهاي سياسي كمك شود بايد
كميته مشاورين سياسي تحت نظر شورا تشكيل شود.
ـ هرگونه اختلاف بين كشورهاي عضو كه مستقيماً و
از طريق دوجانبه قابل حل نباشد بايد قبل از اينكه به سازمانهاي بين المللي ديگر
ارجاع شود در چهارچوب ناتو و از طريق مساعي جميله اين پيمان رفع گردد. (بجز
اختلافات حقوقي يا اقتصادي كه تلاش براي رفع آنها اغلب از طريق ارگانهاي تخصصي
اصلح خواهد بود.) دبيركل بايد براي ارائه مساعي جميله اش به كشورهاي طرف اختلاف و
با موافقت آنها براي ابداع يا تسهيل رويه هاي رسيدگي ، ميانجيگري ، تسويه يا حكميت
اختيار لازم را داشته باشد.
اين رهنمودهاي كلي و عملي
كميته سه جانبه امروزه هم اساس مشورتهاي سياسي را تشكيل مي دهند.
وظايف آينده پيمان :
پيشنهادات مربوط به مشورتهاي
سياسي كه توسط كميته سه جانبه ارائه شده بود مجدداً در گزارش مربوط به وظايف آينده
پيمان (گزارش هارمل) كه در اجلاس شوراي وزراء در دسامبر 1967 تصويب شد ، تعريف
گرديد. اين گزارش تائيد كرد كه كشورهاي عضو ناتو بعنوان كشورهاي داراي حاكميت
مجبور نيستند سياستهاي ملي خود را تابع تصميمات جمعي نمايند. در عين حال گزارش
مذكور تاكيد مي كند كه پيمان استطاعت فراهم نمودن زمينه لازم براي تبادل اطلاعات و
نظرات كه به هر كدام از اعضاء امكان دهد سياست خود را با توجه به اطلاع دقيق از
مسائل و اهداف ديگران اتخاذ نمايد ، را دارد.
اين گزارش ضمن تشريح هدف
سياسي فوري پيمان براي دسترسي به يك نظام صلح آميز صحيح و پايدار در اروپا همراه
با ضمانتهاي امنيتي لازم ، نقش اعضاء و مشورتهايشان را در پيشرفت و توسعه روابط با
شوروي (سابق) و كشورهاي اروپاي شرقي را معين مي كرد. تعريف هارمل از عناصر اوليه
استراتژي پيمان يعني ؛ حفظ ميزان كافي از قدرت نظامي و اتحاد سياسي بعنوان شرط
لازم براي انجام مذاكرات بمنظور كاهش تشنج و رسيدن به روابط با ثبات تر ؛ اصول و
هدف ناتو در مذاكرات مربوط به كنترل تسليحات و ساير مذاكرات با شرق را ترسيم نمود.
اعلاميه مربوط به روابط آتلانتيكي :
اعلاميه ژوئن 1974 اتاوا در
مورد روابط آتلانتيكي تحرك جديدي به مشورتهاي سياسي در داخل پيمان داد. در
پاراگراف يازدهم اين اعلاميه اعضاء عقيده خود را چنين بيان داشتند : « نائل شدن به
اهداف مشترك نيازمند حفظ مشورتهاي نزديك ، همكاري و اعتماد متقابل است تا شرايط
لازم و مناسب را براي دفاع و تشنج زدائي كه مكمل يكديگرند بوجود آورد. » اين
اعلاميه بيان مي كند كه اعضاي پيمان « قاطعانه تصميم گرفته اند كه يكديگر را
كاملاً مطلع سازند و انجام مشورتهاي صريح و به موقع در تمام زمينه هائي كه ممكن
است مربوط به منافع مشتركشان بعنوان اعضاي يك پيمان باشد، با اين تصور كه اين
منافع مي توانند از طريق وقايعي در ساير مناطق جهان متأثر گردند، را تقويت كنند. »
مذاكرات شرق و غرب :
مشورتهاي سياسي بعنوان ثمره
باز شدن باب مذاكرات گسترده مربوط به روابط شرق و غرب در اوايل دهه 1970 وارد يك
مرحله عملي خاصي شد. كانون مشورتها در شوراي ناتو ايجاد هماهنگي در مواضع اعضاء در
مذاكرات مربوط به كاهش متقابل و متوازن نيروها و كنفرانس امنيت و همكاري در اروپا
بود.
در سال 1978 بررسي بيشتري در
زمينه روابط دراز مدت شرق و غرب انجام گرفت. نتيجه اين بررسي اين بود كه ضمن حفظ
سطح معتبري از دفاع و بازدارندگي، توسعه روابط با ثبات با شرق سياست درستي براي
آينده است. تجاوز شوروي به افغانستان در اواخر سال 1979 سايه اي بر روابط شرق و
غرب افكند. عليرغم موانع جدي كه اين موضوع
بوجود آورد نتيجه مذاكرات بين اعضاء اين بود كه هيچ آلترناتيو قابل قبول ديگري
بجاي ادامه روابط بهتر شرق و غرب از طريق مذاكرات وجود ندارد. از آن پس گرم شدن
مجدد روابط شرق و غرب ، رسيدن به معاهده INF و چشم انداز پيشرفتهاي بيشتر نشاندهنده اعتبار
چنين راهي بود.
شورا در رابطه با مذاكرات
مربوط به كاهش متقابل و متوازن نيروها ، نقش مديريتي داشت. قبل از شروع مذاكرات ،
كشورهاي عضو شركت كننده در MBFR تصميم گرفتند كه براساس
مواضع توافق شده ، در مورد كليه مسائل سياسي و استراتژي مذاكره نمايند. در طي اين
مذاكرات طولاني ، مواضع مشترك در اجلاس دائمي شورا در بروكسل و با كمك كميته سياسي
براساس دستورالعملهاي ملي كشورها و قبل از اينكه بعنوان راهنما به گروه ويژه
مذاكره كننده از سوي پيمان در وين ارائه شود ، اتخاذ شد. براساس اين رهنمودها ،
گروه ويژه مذكور هر روز در مورد تاكتيكهاي مذاكرات تصميم گيري مي كرد و نمايندگان
اين گروه شخصاً گزارشاتي به فواصل منظم به شورا ارائه مي دادند.
از اينرو شورا مستقيماً در
اين جريان پيچيده مذاكرات دخالت داشت. در مورد ساير مذاكرات چندجانبه يا دوجانبه
كنترل تسليحات ، دخالت مستقيم شورا بطور كلي كمتر است ولي به موازات آن به دولتهاي
عضو توانائي تبادل نظر و هماهنگ نمودن مواضعشان را مي دهد كه بر اساس آن حداكثر
پيشرفت در راه دستيابي به اهداف مربوط به امنيت و ثبات بيشتر از طريق حفظ حداقل
سطح نيروها ، بتواند حاصل شود.
در واقع پيمان توجه خاصي به مسئله خلع سلاح و
كنترل تسليحات گسترده دارد. اين امر جزء لازم سياست امنيتي هستند. مشورتهاي گسترده
در اين زمينه در ناتو بمنظور رسيدن به مواضع مشترك و هماهنگ نمودن تصميمات ملي
كشورها با توجه كامل به مسئله امنيت پيمان صورت مي گيرد. اين مشورتها بطور عادي در
اجلاسهاي منظم كميته سياسي و در گردهمائيهاي ويژه با شركت كارشناسان خلع سلاح از
كشورهاي مختلف انجام مي شود. با عنايت به اين مشورتها ، كشورهاي عضو براي مذاكراتي
كه برخي از آنها نيز منجر به معاهدات مهمي شد ، بهتر آماده شده اند ؛ ماننده
معاهده 1963 مربوط به منع محدود آزمايشات ، معاهده 1968 در مورد ممنوعيت سكوهاي
پرتاب سلاحهاي هسته اي و ساير سلاحهاي كشتار جمعي در سطح دريا و كنوانسيون 1972
مربوط به منع توسعه ، توليد و ذخيره سلاحهاي سمي و باكتريولوژيك (بيولوژيكي) و
نابود كردن آنها و در سال 1989 پس از 8 سال مشورتهاي فشرده در داخل پيمان و
مذاكرات دوجانبه بين آمريكا و شوروي معاهده مربوط به سلاحهاي هسته اي ميان برد (INF) .
در واقع مذاكرات INF
با توجه به اينكه موضوع نگراني مستقيم اعضاي اروپائي ناتو بود ، مشورتها در اين
زمينه بصورت ويژه و فشرده انجام مي شد. موضع غرب در زمينه INF در يك گروه ويژه كنترل
تسليحات تدوين و سند آن در آوريل 1979 منتشر شد. گزارش اين گروه همراه با گزارش
گروه NPG در مورد مدرنيزه كردن INF اساس تصميم گيري دو مرحله
اي مورخ 12 دسامبر 1979 در مورد مدرنيزه كردن INF با برد زياد و كنترل
تسليحات را تشكيل داد. گروه مشورتي ويژه مربوط به كنترل تسليحات در زمينه نيروهاي
هسته اي با برد متوسط (SCG) بعنوان بخشي از تصميمات دسامبر 1979 بمنظور حمايت از آمريكا در
مذاكرات ، بوجود آمد. مشورتها درگروه ويژه اي در طي مدتي كه منجر به شروع گفتگوهاي
مقدماتي بين آمريكا و شوروي در اكتبر 1980
شد ، انجام پذيرفت و جهت دستيابي به محيط مناسبي براي اين موضوع ، اين مشورتها در
طول دوره مذاكرات ادامه يافت. گزارشات منظمي از سوي اعضاي عاليرتبه هيأت مذاكره
كننده آمريكائي به شوراي ناتو ارائه مي شد تا ضمن مطلع نمودن اعضاء از چگونگي
پيشرفت مذاكرات از نظرات آنها آگاه شوند. مشورتها بويژه در مراحل بعدي مذاكرات و
قبل از اينكه معاهده INF در دسامبر 1987 امضاء شود در اغلب اوقات و بسيار فشرده انجام مي
شد.
به همين شكل ، بدليل اهميت
مذاكرات دوجانبه شوروي و آمريكا در مورد محدوديت تسليحات استراتژيك براي امنيت
پيمان ، بحثهاي كاملي بين اعضاء در خلال مذاكرات سالت يك و دو (1970 الي 1972 و
1972 الي 1979) ، انجام مي شد. اين مشورتها در شورا و با شركت روساي هيأتهاي
مذاكره كننده آمريكا صورت مي گرفت. مذاكرات مذكور غالباً توسط كارشناسان و از طريق
بحثهاي مربوط به موضوعات فني آن دنبال مي شد. شبيه به اين مشورتهاي فشرده بين
اعضاء پيمان در طي مذاكرات كاهش تسليحات استراتژيك (START) در سالهاي 1982 و 1983
نيز وجود داشت و اين گفتگوهاي پوششي شامل سيستمهاي دفاعي و فضائي ، نيروهاي هسته
اي استراتژيك و نيروهاي هسته اي ميانبرد كه در مارس 1985 آغاز شد ، نيز بود.
مشورتها در رابطه با زمينه
هاي ديگر مسائل بين المللي مانند كنفرانس خلع سلاح در ژنو كه اصولاً مربوط به تلاش
براي منع سلاحهاي شيميائي بود ، كنفرانس سازمان ملل در مورد منع يا محدوديت
استفاده از سلاحهاي متعارف غيرانساني ، مجمع عمومي سازمان ملل و اجلاسهاي ويژه
سازمان ملل در مورد خلع سلاح ، انجام مي شود. مذاكرات دوجانبه و چند جانبه مانند
مذاكرات آمريكا و شوروي در مورد سلاحهاي شيميائي و مذاكرات آمريكا ، شوروي و
انگلستان در مورد معاهده منع جامع آزمايشات هسته اي و ابتكارات خاصي مانند پيشنهاد
فرانسه براي كنفرانس خلع سلاح در اروپا كه منجر به امضاي سند استكهلم در سپتامبر
1986 شد نيز موضوع مشورتهاي كامل و دقيق بوده اند.
كنفرانس امنيت و همكاري در اروپا :
برگزاري كفنرانسي در مورد
امنيت و همكاري در اروپا و زمينه هاي كار اين كنفرانس موضوعاتي بودند كه در داخل
پيمان مورد بحث فشرده قرار مي گرفتند. كشورهاي عضو با مواضع و اهداف مشتركي با
برگزاري كنفرانس مقدماتي در هلسينكي (1973 ـ 1972) موافقت نمودند. سه مرحله
كنفرانس در ژنو و هلسينكي (1975 ـ 1973) نه تنها مسائل اصلي مورد بحث شورا و ساير
كميته هاي ناتو بودند بلكه در خود كنفرانس نيز نزديكترين هماهنگيهاي ممكن بصورت
روزانه در مورد مواضع بين هيأتهاي كشورهاي عضو ناتو انجام مي شد. اين مشورتها در
طول مدت تدوين مواضع و هماهنگي در طي مذاكرات ، پس از امضاي سند نهائي هلسينكي
بعنوان الگوي طبيعي موضوعات چندجانبه كنفرانس امنيت و همكاري در اروپا ادامه يافت.
اين مطلب مشخص كننده آمادگي براي اجلاسهاي بعدي اين كنفرانس در بلگراد (1978 ـ
1977) ، مادريد (1983 ـ 1980) و وين (1989 ـ 1986) و هماهنگي در مواضع اعضاء در
فاصله بين اين اجلاسها و نكات اصلي تلاشهاي اعضاء براي به نتيجه رساندن كنفرانس
استكهلم در مورد اقدامات امنيتي و احتياطي (CSBM) و خلع سلاح در اروپا (CDE) بود.
مراجع مشورتهاي سياسي :
شورا بعنوان مكان اصلي براي
مشورتهاي سياسي است كه اختياراتش را مستقيماً از پيمان آتلانتيك شمالي مي گيرد. در
اين شورا نمايندگان دائمي كشورهاي عضو تحت رياست دبيركل ناتو هر مسئله سياسي كه
دولتهايشان يا خود آنها قابل بحث بدانند را مطرح مي كنند. جلسات شورا با حداقل
حالت تشريفاتي برگزار مي شود و بحثها در اين جلسات صريح و بي پرده است. دبيركل نيز
مي تواند بحث بر روي مسائل مورد نظر خود را مطرح كند و بواسطه مقام رياستش نقش
مهمي در مشورتهاي شورا ايفا مي كند. مراجع ديگري كه ذيلاً توضيح داده مي شود
اختياراتشان را از شورا مي گيرند.
شورا بخاطر داشتن وظايف
مختلف نياز به مشاركت كميته سياسي دارد. اين كميته (كه معمولاً به آن كميته
مشاورين سياسي گفته مي شود) در سال 1958 و بنابه توصيه كميته سه جانبه تشكيل شد.
كميته سياسي در سرتاسر سال حداقل يك بار در هفته در سطح معاونين نمايندگان دائم و
يا اغلب در سطح رايزنهاي سياسي هيأتهاي نمايندگي تشكيل جلسه مي دهد. اين كميته
علاوه بر آگاهي از وقايع و تمايالات سياسي مورد علاقه ناتو در تمامي مناطق جهان ،
مطالعاتي را نيز در زمينه هاي سياسي براي بحث در شورا انجام مي دهد و گزارش مربوطه
را به شورا ارائه مي كند. كميته سياسي همچنين براي تبادل نظرات و اطلاعات منظم در
زمينه هاي مختلفي از جمله در مورد مواضع و اهداف دولتهاي عضو از طريق ديدارهاي رسمي
و تماسهاي ديپلماتيك، دمارشهاي سياسي كه توسط كشورهاي غير عضو ناتو در رابطه با
آنها انجام مي شود و تحولات مهم سياسي در خارج از ناتو ، مورد استفاده قرار مي
گيرد. وظيفه مهم كميته سياسي در سطح مقامات عاليرتبه تهيه متون اعلاميه ها يا
بيانيه هائي است كه شورا در اجلاسهاي خود در سطح وزراء و يا در اجلاس سران دولتها
يا كشورهاي عضو منتشر مي كند. در واقع اين روند تهيه پيش نويسها بخودي خود مستلزم
مشورتهاي فشرده بين كشورهاي عضو در مورد مهمترين مسائل موجود در پيش روي پيمان مي
باشد.
مشورتها همچنين در گروههاي
كاري سياسي ويژه مربوط به مسائل خاص و همينطور از طريق جلسات كارشناسان منطقه اي
كه براي آماده نمودن بحثهاي مربوط به اوضاع بين المللي در اجلاسهاي ميانسالانه
وزاري خارجه در شوراي ناتو تشكيل مي شوند ، صورت مي گيرد.
اقدام قابل توجهي كه در
جريان مشورتها صورت گرفته است تشكيل گروه مشورتي سياست آتلانتيكي (APAG) در سال 1961 بود. اين
گروه متشكل است از مقامات عاليه وزارتخانه هاي خارجه كشورهاي عضو ناتو و وظيفه اش
بررسي دقيق و عميقتر جنبه هاي گوناگون روابط شرق و غرب در جهان است ، يعني روندي
كه اين كميته در طول سالهاي آينده دنبال خواهد كرد . بحثهاي اين گروه توسط خود
افراد هدايت مي شوند و دولتها را متعهد نمي كند. اين موضوع دست مقامات رسمي را باز
مي گذارد كه فرضيه هاي مختلف را بررسي نمايند تا بعداً بتوانند توسط مقامات پيمان
مورد استناد قرار گيرند. دستور كار اين كميته انجام مطالعاتي براي شورا در مورد
مسائل سياست بلند مدت ، در صورت نياز دادن پيشنهاداتي براي اقدامات آينده و در
صورت لزوم ثبت اختلافات احتمالي در ارزيابيهاي كارشناسان است. معاون دبيركل ناتو
در امور سياسي بعنوان رياست اجلاسهاي اين گروه موظف به دادن گزارش به شورا است.
بنابراين پنج مكان مشخص براي
مشورتهاي سياسي رسمي وجود دارد كه عبارتند از : شورا ، كميته سياسي ، گروه
كارشناسان منطقه اي ، گروه كاري ويژه سياسي يا گروه مشورتي ويژه و گروه مشورتي
سياست آتلانتيكي . فعاليتهاي آنها با كمك بخش امور بين الملل پيمان انجام مي گيرد.
بعنوان يك قاعده ، گزارشات و مشورتهاي سياسي مبتني است بر اطلاعات داده شده توسط
هيأتهاي كشورهاي عضو و آماده شدن آنها توسط بخش امور سياسي.
اضافه مي نمايد مشورتها
همچنين بطور غيررسمي در چهارچوبهاي مختلف ديگر نيز انجام مي گيرد. نهايتاً اينكه
اين مشورتها بدليل وجود تمامي هيأتهاي كشورهاي عضو در يك ساختمان مركزي ، با
كمترين تأخير و زحمتي انجام مي گيرد. به عبارت ديگر اين موضوع كار فشرده بر روي
مسائل خاص كه نياز به تصميم گيري يا اقدام مشترك دارند ، با حضور كامل كليه
نمايندگان اعضاء در كوتاهترين زمان را ممكن مي سازد.
دستگاه مشورتي پيمان بطور
گسترده اي مورد استفاده قرار گرفته است. كشورهاي عضو پذيرفته اند كه مثلاً پس از
ديدارهاي مهم از پايتختهاي كشورهاي ديگر گزارش خود را مستقيماً به ساير اعضا ارائه
دهند. از اينرو روساي دولتها يا وزرائي كه از شوروي ، اروپاي شرقي يا چين ديدن مي
كنند غالباً در دستاورهاي اين سفرها با همپيمانانشان سهيم مي شوند و پس از بازگشت
با آنها تبادل اطلاعات مي كنند. اين مهم است كه محل شوراي ناتو غالباً اولين مكان
گردهمائي رهبران پيمان بعد از اينكه چنين تماسهائي صورت مي گيرد ، بوده است. اين
سيستم مشورتي حتي در زماني كه سران دولتها و وزراء مشخصاً نمي توانند در آن شركت
كنند از طريق تبادل اطلاعات در شوراي دائمي انجام مي شود. وضعيت شورا بعنوان محلي
براي مشورتها و يا بعنوان يك ارگان تصميم گيرنده براساس سطح مقامات شركت كننده در
آن تغيير نمي كند. كشورهاي عضو ناتو قبل از ديدارهاي مهم رهبران دولتها و يا
مقامات رسمي خارجي از كشورهايشان ، بخصوص اگر با مسائل امنيتي مرتبط باشد با
يكديگر تبادل نظر مي كنند. بعلاوه اين روند مشورتها با تماسهاي مداوم دوجانبه بين
اعضاء پيمان و همينطور با ديدار بين آنها در مكانهاي ديگر تكميل مي شود. علاوه بر
آن در جاهاي ديگري كه مسائل دفاعي و امنيتي مورد بحث قرار مي گيرند ، مثل اتحاديه
اروپاي غربي ، گروه اروپائي (يورو گروپ) يا گروه برنامه مستقل اروپائي ، اعضاء
تلاش زيادي كرده اند كه نشان دهند اين همكاريها امنيت و همبستگي اعضاء در داخل
پيمان بعنوان يك مجموعه را تقويت مي كند.
بنابراين مشورت در ناتو بيان
كننده خطوط ترسيم شده در گزارش سال 1956 كميته سه جانبه است كه نه تنها تقويت روند
مشورتها بلكه افزايش قابليت اجرائي آنها را طراحي مي كند . تا وقتي كه هدف تنظيم
تصميمات مشترك در مورد مسائل مشترك مربوط به پيمان براساس اجماع باشد ، اين روند
براي تمامي كشورهاي عضو حتي اگر نتايج آنها هميشه به اجماع منتهي نشود سودمند
خواهد بود.
هر كدام از اعضاء حق دارد هر
مسئله مورد علاقه مشترك را در شورا مطرح كند از جمله : وظيفه مشورت قبل از اتخاذ
سياستهاي قطعي يا اعلام سياست اصلي در مورد مسائل مربوط به پيمان و انتظار انجام
عمل يكسان از سوي اعضاء ، اطمينان از اينكه نظارت و منافع ملي هر يك از اعضاء توسط
ساير كشورهاي عضو در اجراي سياستهايشان در داخل پيمان حتي اگر هنوز اجماع نيز حاصل
نشده باشد مورد توجه قرار مي گيرد ؛ و اطلاع از اينكه اجماع در داخل ناتو و يا
توافق و توصيه رسمي در واقع در سياستها و اقدامات ملي منعكس مي گردد. ناتو بعنوان
يك سازمان بين دولتي بدون تكيه به هيچ مرجع فوق ملي ديگري به اشتراك منافع بين
اعضايش وابسته است. در حقيقت اين سازمان قادر بوده است به موفقيت زيادي در انجام
مداوم و دائمي مشورتهاي سياسي دست يابد.
البته نياز به مشورت تنها
منحصر به مسائل سياسي نيست و مظاهر بسيار ديگري از مشورتهاي مداوم در ديگر بخشهاي
ناتو علاوه بر شورا وجود دارد. براي مثال در زمينه برنامه ريزي دفاعي مشورتهاي
گسترده اي در كميته برنامه ريزي دفاعي و كميته تجديدنظر دفاعي انجام مي گيرد. همين
جريان در همكاريهاي تسليحاتي كه موضوع مشورتها در برخي ديگر از بخشهاي پيمان است ،
بخصوص كنفرانس مسئولين تسليحات ملي و كميته تجديدنظر تسلحيات متعارف وجود دارد.
مواقعي نيز وجود دارد كه در آن چگونگي سياستهاي مربوط به مسائل دفاعي اعضاء ممكن
است توسط تحولات سياسي خارج از حوزه پيمان ناتو تعيين شوند و در اين شرايط مشورتها
در يك زمينه ممكن است به زمينه ديگري تغيير يابد. از اينرو كشورهائي كه در مي
يابند تعهداتشان به ناتو ممكن است بطور موقت يا دائم با لزوم برآورده نمودن
تعهداتشان در ساير نقاط جهان تلاقي نمايد با ساير اعضاء مشورت مي كنند ، چرا كه اين موضوع ممكن است براي دفاع و
بازدارندگي اعضاء مهم باشد.
مديريت بحران :
همانطور كه مشورتها در تنظيم
و اجراي سياستهاي بلند مدت اهميت دارند در زمان بحرانها يا تشنجها نيز اهميت خاصي
خواهند داشت. بيش از هر چيز سياست دفاعي پيمان بستگي به شكست احتمالي سياست
بازدارندگي دارد. در اين شرايط نياز به اجراي سريع و قطعي طرحهاي دفاعي بر اساس
اجماع مستلزم مشورتهاي فوري و مداوم بين دولتهاي عضو مي باشد. اقدامات و رويه هاي
متخذه ، ترتيبات مديريت بحران پيمان را تشكيل مي دهند و نياز نيست كه اين ترتيبات
با تصميم رسمي شورا به اجرا درآيند. اين ترتيبات وجود دارند و بطور دائمي چه بحران
وجود داشته باشد و يا نه اجرا مي شوند. البته در شرايط خاصي كه در ماده چهار پيمان
آتلانتيك شمالي پيش بيني شده است ، اين ترتيبات بايد به شكلي باشند كه بدون تأخير
به بالاترين درجه قابليت برسند. در اين ماده كليدي پيمان كشورهاي عضو موافقت مي
كنند كه بنابر نظر هر كدام از آنها هر زمان كه تماميت ارضي ، استقلال سياسي يا
امنيت يكي از اعضاء به خطر بيافتد با يكديگر مشورت نمايند. مراجع اصلي براي
مشورتهاي فشرده اي كه در اين شرايط لازم است ، عبارتند از شورا يا كميته برنامه
ريزي دفاعي كه توسط كميته نظامي ناتو حمايت مي شود.
رويه ها و مكانيسمي كه زمينه
را براي اين مشورتها فراهم مي كند با تغييرات در استراتژي ناتو تكميل شده اند. در
صورتي كه اقدامات بازدارندگي شكست بخورد، استراتژي پاسخ انعطاف پذير به يك شرايط
سياسي ـ نظامي رو به وخامت نيازمند مشورتهاي قابل توجه در طول مدت بحران و دقيقاً
از طريق اجرائي كامل اين پاسخ است. دسترسي فوري به اطلاعات كامل و صحيح شرط لازم
براي تصميم گيري است و از اينرو استراتژي به ترتيبات موثري براي فراهم نمودن چنين
موضوعي در داخل ناتو بستگي دارد.
از سال 1967 اين ترتيبات
توسط مركز وضعيت ناتو كه به SITCEN مشهور است فراهم شده اند.
اين مركز ارتباطات وسيع ناتو ، منابع تبادل اتوماتيك اطلاعات ، كنترل مداوم
فعاليتها و ساير امكاناتي كه لازمه ترتيبات فيزيكي براي مديريت هستند را در بر
دارد. نخستين وظيفه SITCEN كه مشتركاً توسط بخشهاي نظامي و غيرنظامي در ظرف 24 ساعت فراهم مي
گردد ، عبارت است از گردهمائي ، مقايسه و بررسي تمامي اطلاعات داده شده توسط
كشورهاي عضو و مقامات نظامي ناتو ، با توجه به تحولات اوضاع . از اينرو اين موضوع
در تمام اوقات ابزار فني براي مشورتهاي موثر و سريع را بر خلاف گذشته كه اطلاعات
مشتركي بر همين اساس بين نمايندگان كشورها با هم و بين آنها و پايتختهايشان و
مقامات نظامي ناتو مبادله مي شد ، فراهم مي كند.
كميته برنامه ريزي دفاعي
ناتو بمنطور بررسي ، آزمايش و ارتقاء روشها با توجه به نقش و مسئوليتهاي آنها در
دوره وجود تشنج و بحران ، ضمن ارتباط با پايتختها و مقامات نظامي ناتو ، بطور منظم
در اقدامات مربوطه شركت مي كند. كميته نظامي، كميته سياسي ، كميته برنامه ريزي
اضطراري مقامات بلند پايه غيرنظامي و كميه هشدار در چنين شرايطي كميته برنامه ريزي
دفاعي را ياري مي كنند.
كميته برنامه ريزي دفاعي و
فرماندهي ناتو در زماني كه تمرينات مهم نظامي تحت فرماندهي عالي ناتو براي آزمايش
توانائيهاي مديريت بحران در جريان است نيز دخالت دارد. تجربه بدست آمده در طي چنين
تمريناتي بصورت عملي مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار گرفته و در صورت لزوم تغيير
در روشها براساس اين درسهاي آموخته شده انجام مي شود.
ترتيبات عملي براي مديريت
بحران و اجراي تمرينات بمنظور آزمايش اين سيستم توسط يك كميته تمرين و عمليات شورا
مشهور به COCE هماهنگ مي شود.
مسئوليتهاي اصلي اين كمتيه ضمن ارتباط نزديك با مقامات نظامي ناتو ، شامل ارتقاء و
توسعه سياستهاي مربوط به ترتيبات مديريت بحران و فرموله كردن توصيه ها و رويه هاي
اتخاذ شده توسط شورا يا كميته برنامه ريزي دفاعي در تمرينات نظامي مي باشد. بخش
عملياتي شورا كه تحت مسئوليت دبير اجرائي است نيروي انساني لازم براي COEC را فراهم مي كند و دبير
اجرائي رياست اين كميته را نيز بعهده دارد. اين بخش همچنين مسئول توسعه و اصلاح
رويه هاي اجرائي و تهيه تسهيلات فيزيكي لازم نيز مي باشد.
مشورتها چه بعنوان يك روند
طبيعي در يك سازمان دفاعي كه سياستهاي دفاعي و تصميمات خود را براساس اجماع تنظيم
مي كند و چه بعنوان عنصر مديريت بحران، ماده حياتي وجود پيمان مي باشد.
همكاريهاي اقتصادي :
منحصر به فرد بودن كميته
اقتصادي ناتو در اين است كه اين كميته تنها جائي است كه براساس تصميمات شوراي
آتلانتيك شمالي و منحصراً بمنظور انجام مشورت بين اعضاء در مورد مسائل اقتصادي با
توجه مستقيم به سياست امنيتي پيمان ايجاد گرديد. تحليلها و ارزيابيهاي مشترك مربوط
به توسعه اقتصادي مرتبط با مسائل امنيتي در شرق و غرب كه توسط اداره امور اقتصادي
تهيه و در كميته اقتصادي مورد موافقت قرار مي گيرند از عوامل اصلي در ايجاد
هماهنگي در سياست امنيتي اعضاء كه بطور مداوم در ساير كميته ها و ارگانهاي ناتو
انجام مي شود، هستند. ارتباط آشكاري بين اقتصاد و امنيت كه مستقيماً با مسائل
دفاعي مانند هزينه هاي نظامي يا توسعه در صنايع دفاعي شوروي و كشورهاي اروپاي شرقي
(سابق) مرتبط مي باشند ، وجود دارد. كميته اقتصادي از طريق تجزيه و تركيب مطالعات
در زمينه توسعه اقتصاد مربوط به مسائل دفاعي در شرق با تحليلهاي از نوع غربي ، يك
طرح اقتصادي توافق شده را به كميته تجديدنظر دفاعي ناتو كه همراه با گروه برنامه
ريزي هسته اي مسئول بررسي جزئيات برنامه ريزي دفاعي كه پايه سياست بازدارندگي ناتو
را تشكيل مي دهد ، هستند ارائه مي كند. اين طرح اقتصادي علاوه بر ارزش نظامي كه
توسط مقامات نظامي ناتو بطور دقيقي تبيين شده اساس روند دفاعي ناتو كه هر ساله
توسط وزراي دفاع اين پيمان تدوين مي گردد را تشكيل مي دهد.
مطالعات مربوط به پيشرفتهاي
اقتصادي با توجه به مسائل اوليه سياسي بخش اصلي از كار پيمان را در زمينه اقتصادي
تشكيل مي دهد. صرف نظر از مقايسه هزينه هاي دفاع بين المللي ، بخش عظيمي از مسائل
مورد بررسي ، شامل پيشرفت در تراز پرداختها ، تحولات برجسته صنعتي ، مسائل مصرف
كننده ، مشكلات كشاورزي و ساير مسائل مهم براي پيمان مانند جنبه هاي اقتصادي بحث
مشاركت ماوراي آتلانتيك، مشاركت و همكاريهاي اقتصادي در داخل پيمان براي حمايت از
يونان ، پرتقال و تركيه و ملاحظات اقتصادي مربوط به همكاريهاي بين اعضاء در زمينه
تسليحاتي مي باشند.
كاري كه توسط ناتو در اين
زمينه انجام شده از متن پيمان آتلانتيك شمالي سرچشمه گرفته است ؛ يعني از ماده دوم
كه بيان مي كند اعضاء « براي از بين بردن مناقشات در سياستهاي اقتصادي بين المللي
آنها تلاش و همكاري اقتصادي بين تمامي اعضاء را تشويق خواهد كرد. »
پيمان ناتو از همان ابتداي
بوجود آمدنش ضمن توجه به ايجاد هماهنگي در دفاع مشتركت اعضاي خود و تسهيل مشورتهاي
سياسي بين آنها هميشه نياز به مشورت در مسائل اقتصادي را مورد توجه قرار داده است.
گزارش سال 1956 كميته سه جانبه بر اين نظر است كه « همكاريهاي سياسي و مناقشات
اقتصادي با يكديگر سازگار نيستند و در زمينه اقتصادي و همچنين سياسي بايد نيت خالص
در بين اعضاء براي كار كردن با يكديگر و آمادگي براي مشورت در مورد مسائل مشترك بر
اساس شناسائي منافع مشترك وجود داشته باشد. اين اهداف امروزه هم همان ارزش دهه
1950 يعني زماني كه تدوين گرديدند را دارا هستند.
گزارش سال 1956 تائيد نمودكه
مفاهيم و اصول ماده دو پيمان بايد پيگيري و ابتدا از طريق ساير سازمانها و
ارگانهاي بين المللي مربوط به همكاريهاي اقتصادي اجرا شود و ناتو بايد از انجام
دوباره كارهائي كه در جاهاي ديگر صورت مي گيرد خودداري نمايد. البته در اين گزارش
پيشنهاد شد كه چينين همكاريهائي بايد از طريق مشورت در داخل ناتو در زماني كه
مسائل اقتصادي بخصوص مسائل مربوط به پيمان و بويژه آنهائي كه جنبه هاي دفاعي يا
سياسي دارند يا سلامت اقتصادي جامعه آتلانتيك را بطور كلي تحت تأثير قرار مي دهند
، تقويت شود. اين اصول بارها در موقعيتهاي مختلف مورد تائيد قرار گرفته اند.
از اينرو پيمان محيطي را
فراهم مي آورد كه در آن جنبه ها و مسائل مختلف سياسي ، نظامي و اقتصادي مرتبط با
هم مانند جنبه هاي منشور نهائي كنفرانس امنيت و همكاري در اروپا در هلسينكي و
مسائل مربوط به روابط اقتصادي با شوروي و اروپاي شرقي (سابق) بتوانند مورد بررسي
قرار گيرند. اين روش مشورتي در صورت لزوم نوعي تحرك يا ابتكار عمل خاص در زمينه
اقتصادي بمنظور حفظ منافع پيمان را فراهم مي كند. براي مثال در مه 1978 با توجه به
تعميق بحران اقتصادي كه بر كشورهاي ضعيف عضو ناتو تأثير گذارده بود ، دبيركل پيمان
توجه پيمان را به مشكلات اقتصادي خاص يونان ، پرتقال و تركيه جلب نمود. نظر به
اينكه امنيت پيمان بستگي به ثبات اقتصادي و مرفه بودن تمامي اعضاء همراه با
همبستگي سياسي و بازدارندگي نظامي دارد ، شورا مطالعه بر روي همياري و همكاريهاي
اقتصادي در داخل پيمان را آغاز كرد. اين موضوع با اقدام خاص دولتهاي عضو براي كمك
به اعضاء ضعيفتر پيمان از طريق برنامه كمكهاي زيربنائي كه توسط سازمان همكاري و
توسعه اقتصادي (OECD) انجام مي شد ، به نتيجه رسيد. بنابه درخواست
كشورهاي عضو ، دبيركل ضمن پيگيري مشكلات اقتصادي خاص و چشم انداز اقتصادي اين
كشورها ، به انجام كمكهاي اقتصادي و مالي بطور اعم و همياري و همكاري در زمينه هاي
صنايع دفاعي بطور اخص توجه خاص مبذول داشت.
توسعه اقتصادي در پيمان :
فراهم شدن نيروي كافي براي
اجراي مفهوم استراتژيك توافق شده در برگيرنده ملاحظات سياسي ، نظامي و اقتصادي
است. مشورتهاي اقتصادي در زمينه اقتصاد كشورهاي عضو ناتو در جريان برنامه ريزي
دفاعي صورت مي گيرد. بعنوان بخشي از روند ترسيم اهداف نظامي ناتو ، درك اقتصادي
عموماً به چشم اندازهاي آينده براي پيمان و اثرات آنها در دفاع اعضاء مي نگرد.
ارزيابي مشابهي از چشم اندازهاي اقتصادي و اثرات آنها در كشورهاي عضو پيمان
ورشو(سابق) انجام مي شد. هر دو اينها در ترسيم رهنمودهاي مورد توافق وزراء كه
چهارچوب پيشنهادات آمادگي نظامي ارائه شده توسط مقامات نظامي ناتو را فراهم مي
آورد ، مورد توجه قرار مي گيرد. ارزيابيهاي وضعيت اقتصادي تمامي كشورهاي عضو شركت
كننده در وضعيت نظامي واحد نيز انجام مي شوند. اين موارد در طي تدوين اهداف نظامي
و تجديد نظر دفاعي سالانه مورد بررسي قرار مي گيرند. اين ارزيابيها آخرين
پيشرفتهاي اقتصادي و چشم اندازهاي ميان مدت يا دراز مدت وضعيت اقتصادي پيمان را
تشريح و زمينه هاي اقتصادي مربوطه كه طرحهاي نظامي ناتو براي مقابله با آنها تدوين
شده اند را فراهم مي نمايند.
توسعه اقتصادي در پيمان ورشو و ساير كشورهاي
كومكون :
براي ارزيابي ظرفيت اقتصادي
و نظامي يك كشور ضروري است كه نقاط قوت و ضعف اقتصادي آن ارزيابي شود. مشورت و
تجزيه و تحليل در داخل ناتو به كشورهاي عضو امكان مي دهد كه به يك نقطه مشترك در
مورد عوامل عمده مربوط به توسعه اقتصادي پيمان ورشو و كشورهاي ديگر كومكون از جمله
رشد اقتصادي، فعاليت صنعتي و اقتصادي ، وضعيت انرژي و الگوي تجارت خارجي ، تراز
مالي قابل تسعير پرداختها و طرحها برسند. تحليلهاي اينچنيني درك بهتري از آخرين
پيشرفتهاي اقتصادي و چشم اندازهاي اقتصاد آينده اين كشورها را فراهم و رسيدن به يك
ارزيابي كاملتر قابل دسترس براي اهداف نظامي را ممكن مي سازد. اين تحليلها همچنين
به درك بهتر مواضع شوروي (سابق) و هم پيمانانش در مذاكرات بين المللي كمك مي كرد.
نهايت اينكه پيمان نمي
توانست نسبت به گسترش روابط اقتصادي داخل كومكون بي تفاوت باشد. از اينرو نتايجي
كه اين كشورها از زمينه همكاريهاي اقتصادي و تكنولوژيكي بدست مي آوردند و به نتيجه
رسيدن تلاشهاي آنها در راه اتحاد اقتصادي براي اعضاي ناتو اهميت داشت.
نقش كميته اقتصادي و اداره امور اقتصادي ناتو :
كميته اقتصادي كه كليه اعضاء
پيمان در آن عضويت دارند در سال 1957 بوجود آمد. اين كميته بطور منظم و تحت رياست
مدير امور اقتصادي تشكيل جلسه مي دهد و گزارش كار خود را مستقيما به شورا ارائه مي
كند. بعلاوه تهيه گزارشات و ارزيابيهاي متعددي كه قبل ذكر گرديد بعهده اين كميته
است. اين كميته بعنوان محلي براي تبادل اطلاعات مربوط به وضعيت اقتصادي اروپاي
شرقي و شوروي (سابق) و روابط اقتصادي خارجي آنها و مكاني براي بررسي ساير مسائل
اقتصادي مطروحه توسط هر يك از كشورهاي عضو و يا شورا مي باشد. اثرات اين ارتباطات
در كميته مذكور مورد بحث قرار مي گيرند و در صورت لزوم ممكن است بعنوان راهنما
براي دولتهاي عضو در تنظيم سياستهاي ملي شان بكار روند. براي مثال اين كميته نقش
مهمي در ايجاد نظرات مشتركي بين كشورهاي عضو در طي دوره آماده شدن كنفرانس امنيت و
همكاري در اروپا بازي كرد.
اداره امور اقتصادي قسمتي از
بخش امور سياسي بين المللي است و فعاليتها و اقدامات اصلي آن عبارتند از :
1ـ تهيه گزارشاتي در مورد هزينه هاي نظامي و
پيشرفتهاي اقتصادي داخلي در سطح ملي و در كشورهاي عضو پيمان ورشو سابق و روابط
اقتصادي خارجي آنها با يكديگر ، با غرب و با كشورهاي در حال توسعه ؛
2ـ تهيه ارزيابيهاي اقتصاد كلان كشورهاي عضو و
بطور كلي پيمان با توجه خاص به چشم اندازهاي ميان مدت و دراز مدت كه چهارچوب
اقتصادي مربوطه را براي اهداف برنامه ريزي دفاعي فراهم مي كند ؛
3ـ تهيه گزارشات اقتصادي كه وزراء در زماني كه
راهنمائيهاي مقامات نظامي ناتو را براي آماده نمودن پيشنهادات نظامي منتشر مي كنند
، مورد توجه قرار مي دهند ؛
4ـ حمايت از ديدارهاي منظم و مستحكم كميته
اقتصادي و كميته تجديدنظر دفاعي ؛
5ـ تهيه توصيه هاي كلي در مورد مسائل اقتصادي
دفاعي ، مشاركت مرزي ناتو، همكاري دفاعي و غيره ؛
6ـ تهيه گزارش شخصي دبيركل به وزراي خارجه در
مورد همكاري و مشاركت اقتصادي در پيمان ؛
7ـ ايجاد ارتباط با هيأتهاي نمايندگي كشورها و
ساير سازمانهاي اقتصادي ملي و بين المللي از كانالهاي لازم ؛
8ـ سازماندهي جلسات سخنراني سالانه در مورد
موضوعات مورد علاقه ؛
9ـ سازماندهي گروه كاري موقت براي بررسي مسائل
خاص اقتصاد دفاعي مرتبط با پيمان .
ديپلماسي عمومي ناتو :
تنوع در عضويت كشورهاي مختلف
در ناتو موجب مي گردد كه رقابت قابل
توجهي در زماني كه قرار است اطلاعات اساسي
در مورد پيمان به عموم داده شود ، ايجاد شود. بعنوان يك مسئله سياسي ، تشريح مواضع
دفاعي ملي ، شامل عضويت در پيمان ناتو و منافع و تعهدات مربوط به اين عضويت ، يك
مسئوليت ملي است. در نتيجه، انتخاب روشهاي اجرائي و منابع اختصاص يافته به وظيفه
اطلاعات نيز يك حق ويژه ملي است. نقش روابط عمومي مجموعه 16 كشور ، كه مكمل نمونه
ملي آن در كشورهاي عضو در اين زمينه است ، توسط تشكيلاتي كه در مركز ناتو در
بروكسل وجود دارد، ايفاء مي گردد.
نياز به يك مركز براي اجراي
اين نقش بلافاصله پس از ايجاد پيمان احساس شد. بخش خدمات اطلاعات[65]
در سالهاي اول پيدايش ناتو براساس يكسري اسناد رسمي كه در طول چند سال توسط شوراي
خاصي تدوين و اصلاح شده بود ، بوجود آمد. از همان ابتدا انتظار مي رفت كه بخش
اطلاعات مستقيما با مراجع و سازمانهاي ملي كشورها بنحوي ارتباط داشته باشد كه
منطبق با نيازهاي هر يك از دولتهاي عضو باشد. ضرورت توجه به تفاوتهاي سياسي ،
جغرافيايي ، فرهنگي يا زباني و استنتاج نگرانيهاي ملي و بين المللي و همچنين
پيشرفتهاي جديد در روابط داخلي اعضاي ناتو موارد تسهيل كننده و توجيه پذير بودن
كار اين بخش مي باشند.
هر چند كشورهاي عضو بنوبه
خود مي توانند به بهترين نحو افكار عمومي را در مورد مسائل مربوط به امنيت ارزيابي
و آنها را به زمينه هاي ملي هدايت كنند ليكن بخش اطلاعات ناتو نيز مي تواند نقش
مهمي را در كمك به آنها از طريق برنامه هاي اطلاعاتي سازماندهي شده خود ايفا
نمايد. بخش اطلاعات ناتو تمامي منابع اطلاعاتي قابل دسترس را جذب مي كند و آنها را
بطور انتخابي بكار مي بندد كه به اين كار ‹‹ راه چند گانه ›› گفته مي شود.
اين مهم انعطاف پذيري لازم
براي برآورده نمودن نيازهاي هر يك از كشورهاي عضو و قابليت تطبيق پذيري براي روابط
عمومي مناسب با هر كدام از آنها فراهم مي سازد. راه چند گانه اصل اساسي اجرائي
براي فعاليتهاي اطلاعات عمومي ناتو مي باشد كه عوامل اصلي آن شامل انتشارات ،
ساختن فيلمهاي تلويزيوني و سينمائي، برنامه هاي راديوئي ، عكس ، نمايشگاه ،
سمينارها و كنفرانسها ، برنامه بازديد كنندگان و تورهاي متعدد به كشورهاي مختلف مي
باشد.
مسلما لازم است كه ناتو به
درخواستهاي اطلاعات كه به مراكز بين المللي اين سازمان داده مي شود پاسخ دهد و در
اين رابطه براي مركزيت دادن به فعاليتهاي ارتباطي اقداماتي صورت گرفته است. از
اينرو وظيفه اول اجرائي بخش اطلاعات ناتو تهيه ابراز اطلاعاتي مورد نياز است كه هم
در برنامه هاي مراكز ناتو و هم توسط مراجع كشورها و سازمانهاي غيردولتي براساس
منافع خاص مورد استفاده قرار مي گيرند.
از اينرو بخش مذكور اطلاعات
، اخبار و حقايق را از طريق تمامي رسانه هاي قابل دسترس در مورد سئوالاتي از جمله
اينكه پيمان ناتو چرا و چگونه بوجود آمد ، فعاليتهاي آن چگونه است ، و خطوط اصلي
سياست تنظيم شدهناتو چه مي باشند ، فراهم مي نمايد. البته جداي از فراهم نمودن
اطلاعات واقعي در مورد پيمان ، برنامه هاي اطلاعاتي ناتو بر موضوعات اصلي نيز كه
شالوده آن عمدتا در تاريخچه ناتو ثابت باقي مانده است ، تأكيد مي نمايد. نقطه
كليدي اين موارد اين است كه ، ناتو يك پيمان دفاعي است كه قدرت نظامي كافي و اتحاد
سياسي را براي جلوگيري از تجاوز و ساير فشارهاي خارجي حفظ و از قلمرو كشورهاي عضو
آن در صورت وقوع هر گونه تجاوز دفاع مي كند. به همين اندازه تعهد پيمان به تضميمن
امنيت غرب با داشتن كمترين سطح از نيروهاي نظامي ، مهم است. از اينرو اين پيمان
همچنان تاكيد خود را بر كاهش متوزان و قابل بازرسي در سيستمهاي سلاحهاي هسته اي و
موافقتنامه هائي كه منتج به از بين بردن اختلافات و به حداقل رساندن سطح نيروهاي
متعارف در اروپا خواهند شد، ادامه مي دهد.
عوامل اصلي اين برنامه براي
انجام وظايف اطلاعاتي ذيلا توضيح داده شده است.
راديو و تلويزيون :
بخش تلويزيون ، راديو و فيلم
، مشاركت فني با شركتهاي تلويزيوني كه برنامه هائي در مورد زمينه هاي كار ناتو
تهيه مي كنند دارد و ساختن چنين برنامه هائي را تشويق مي نمايد. تعدادي فيلم مستند
نيز براي بيان فعاليتهاي ناتو ساخته شده است. راديو نيز مانند تلويزيون برنامه هاي
اطلاعاتي در مورد ناتو پخش و مصاحبه ها و بحثهائي براي پخش از طريق وسايل ارتباط
جمعي كشورهاي عضو ناتو تهيه مي كند. واحد عكس و نمايشگاه براي مطبوعات جهان
عكسهائي از ناتو بعلاوه اخباري مانند ديدار وزارء و طرحهائي كه زمينه هاي مختلف
سازمان ناتو را نشان مي دهد فراهم مي سازد. اين واحد همچنين ابزار نمايشگاهي مربوط
به موضوعات مختلف ناتو را براي استفاده در مناسبتهاي عمومي در كشورهاي عضو فراهم
مي كند.
برنامه بازديدكنندگان از مراكز ناتو:
يكي از فعاليتهاي اصلي بخش
خدمات اطلاعات ناتو ، برنامه بازديدكنندگان بين المللي از مراكز اين پيمان است. هر
ساله حدود 20 هزار نفر در چهارچوب حدود 700 گروه بمنظور ديدار با كارشناسان ناتو
در بخشهاي بين المللي ، نظامي و هيأتهاي كشورهاي عضو ، از مراكز ناتو ديدن مي
نمايند. مطالبي كه به اين گروهها ارائه مي شود تمامي زمينه هاي كاري ناتو را در بر
مي گيرد. بسياري از اين بازديدها از مراكز ناتو در بلژيك و گاهي از مراكز نظامي
تابعه آن در فرماندهي اروپائي پيمان صورت مي گيرد.
اين بازديد كنندگان عمدتاً
از اعضاي پارلمانها ، احزاب ، مشاورين تحقيقاتي، روزنامه نگاران ، رهبران كليساها
، اتحاديه هاي تجاري و دانشجويان هستند. بعلاوه يك شبكه ارتباطي وسيع با دانشگاهها
در تمامي منطقه نفود ناتو بوجود آمده است كه ديدار از ناتو توسط دانشجويان رشته
هاي تاريخ معاصر ، علوم سياسي و روابط بين الملل را تسهيل مي نمايد.
مخاطبين جوان :
براي تشويق علائق نسبت به
مسائل ناتو در بين نسل جوان ، پروژه هائي تحت نظر ناتو با همكاري نزديك جنبشهاي
ملي و بين المللي جوانان انجام مي پذيرد. در اين زمينه دوره ها ، سمينارها و
برنامه هاي تبادل اطلاعات براي رهبران جنبشهاي جوانان، دانشجويان و سياستمداران
جوان بطور مداوم در كشورهاي عضو ناتو و در مركز ناتو در بروكسل تنظيم مي شود و هر
ساله سمينارهاي جوانان در مورد مسائل پيمان آتلانتيك برگزار مي گردد.
انتشارات :
اسناد كتبي مربوط به مسائل
ناتو هم براي عموم و هم براي مدارس ، مراكز آموزشي ، سازمانهاي عملي ، كتابخانه
ها ، روزنامه نگاران ، نويسندگان ، سياستمداران و ساير دانشجويان منتشر مي گردند.
منابع مرجع مربوط به مسائل
ناتو شامل : سازمان پيمان آتلانتيك شمالي - حقايق و نقشها[66]
؛ اعلاميه هاي نهائي شورا ،كميته برنامه ريزي دفاعي و گروه برنامه ريزي هسته اي
در مجلدهاي گوناگون ؛ مجموعه اسناد اصلي ناتو ؛ كتاب جيبي ناتو شامل اصل و پايه
تشكيلات پيمان ؛ و كتابها و جزواتي در مورد زمينه هاي خاصي از فعاليتهاي ناتو كه
به زبانهاي مختلف منتشر مي شوند.
بعلاوه بخش اطلاعات پيمان
ناتو از فعاليتهاي برخي از سازمانهاي غيردولتي از طريق مالي ، فني و مشاركت در نشر
مطالب آنها حمايت و همچنين در انتشار كتابهاي سال و دائره المعارفها همكاري مي
نمايد. همينطور در توسعه كتب و انتشاراتي كه به افزايش معلومات عمومي در مورد
تاريخچه ناتو و مسائل امنيتي كنوني كمك مي كند
و همچنين انتشار مشترك موضوعات مربوط به زمينه هاي متعدد روابط شرق و غرب
يا مسائل امنيتي ، مشاركت مي نمايد.
ناتو يك مجله دوره اي بنام
مروري بر وقايع ناتو[67]
نيز هر دو ماه يكبار به زبان انگليسي ،فرانسه ، هلندي ، دانماركي ، ايتاليائي و
اسپانيائي منتشر مي كند. اين مجله بصورت فصلي به زبانهاي يوناني ،نروژي ، پرتقالي
و تركي و بصورت سالانه به زبان ايسلندي نيز منتشر مي گردد. مجله مذكور در كشورها
عوض و برخي كشورهاي ديگر پخش مي شود و داراي مقالات خاص و تجزيه و تحليل مسائل
ناتو است. انتشارات بخش خدمات اطلاعات ناتو تحت مسئوليت دبيركل و بصورت رايگان
منتشر مي شود.
برنامه بورسيه تحقيقاتي ناتو :
بخش اطلاعات يك برنامه
بورسيه تحقيقاتي را نيز اجرا مي كند كه بر طبق آن از زمان آغاز اين برنامه در سال
1956 تاكنون صدها بورس به دانشجوبان رده هاي عاليه دانشگاهي و اشخاص واجد شرايط از
اتباع كشورهاي عضو اعطا شده است. هدف از اين برنامه تشويق مطالعه و تحقيق در مورد
موضوعات مربوط به پيمان است.
سران دولتها و كشورهاي عضو
ناتو در اجلاس مورخ مه 1989 خود تصميم گرفتند كه برنامه بورسيه هاي موسسات
دموكراتيك[68] ، هم براي اتباع كشورهاي
عضو پيمان ورشو سابق و هم كشورها ي عضو ناتو اجرا شود. اين برنامه براي ترويج
تحيقيات موسسات دموكراتيك و فعاليت آنها در زمينه هاي تحقيقاتي توافق شده ، اجرا
مي گردد.
بخش خدمات اطلاعات ناتو
همچينن برنامه اعطاي جايزه سالانه آتلانتيك[69]
را اجرا مي كند. اين جايزه توسط دبيركل ناتو و براساس نظر يك هيات ژوري مستقل به
كساني كه خدمات برجسته به پيمان كرده باشند ، اعطاء مي شود.
[1]
Sir Winston Churchill
[2]
Harry S. Truman
[3]
Franklin Delans Roosevelt 1882-1945
[4]
Stalin (Joseph) 1879-1953
[5]
Vgacheslav Molotov 1890-1986
[6]
Allied Control Council
[7]
Paul Henri Spaak 1899-1972
[8]
Popular Front
[9]
Ferenc Nagy 1896-1958
[10]
Nikola Petkov
[11]
Agrarian Party
[12]
Georgi Dimitrov 1881-1949
[13]
Comintern
[14]
Luliu Maniu
[15]
Anna Pauker
[16]
Stanislav Mikolajczyk
[17]
Klement Gotwald
[18]
Jan Masaryk
[19]
Edvard Benes
[20]
Bloc of Satellit Nations
[21]
Kars
[22]
Ardahan
[23]
Harry S.Truman 1884-1972
[24]
Baruch Plan
[25]
General George C. Marshall 1880-1959
[26]
Council for Mutual Economic Assistance (CMEA)
[27]
Lauis St Laurent
[28]
Ernest Bevin 1881-1951
[29]
Dunkirk Treaty
[30]
Rio de Janeiro Treaty
[31]
Western Union Defence Organization
[32]
Marshal Montgomery
[33]
Robert M. Lovett
[34]
Arthur H. Vandenberg
[35]
Tam Connally
[36]
The North Atlantic Treaty
[37]
Ernest Bovin
[38]
Rene Pleven
[39]
European Defence Community (EDC)
[40]
Schuman Plan
[41]
Western Union Defence Organization (WEDO)
[42]
Western European Union (WEU)
[43]
Andere de Staerke
[44]
European Political Cooperation (EPC)
[45]
AFSOUTH , AFCENT , AFNORTH) ) Allied Northern , Centeral and Southern
Europe
[46]
Standing Naval Forces (STANAVFORLANT , STANAVFORCHAN)
[47]
Naval on-call Force for the Mediterranean (NAVOCFORMED)
[48]
Allied Mobile Force (AMF)
[49]
North American Aerospace Command – North
American Air Defence Command (NORAD)
[50]
EUROGROUP
[51]
NATO Defence Planning Committee
[52]
EUROCOM
[53]
EUROLOG
[54]
EUROLONGTERM
[55]
EUROMED
[56]
EURONAD
[57]
Independent European Programme
[58]
The International Long Rang Reconnaissance Patrol School
[59]
The Basic Helicopter Pilot Training School
[60]
Independent European Programme Group (IEPG)
[61]
The Western European Union (WEU)
[62]
The Organization for European Economic Cooperation (OEEC)
[63]
The WEU Agency for the Control of Armaments (ACA)
[64]
Standing Armaments Committee (SAC)
[65] North Atlantic Treaty Information Service
[66] The North Atlantic Treaty Organization : Facts and Figures
[67] NATO Review
[68] Democratic Institution Fellowships
[69] Annual Atlantic Award