وابستگی اتحاديه اروپايی به واردات گاز 

و نقش جمهوری اسلامی ایران در این عرصه

 

 

امنیت انرژی در سالهای اخیر به یکی از دغدغه ها و نگرانیهای مهم اتحاديه تبدیل شده و این مسئله در اکثر اجلاس های سران و روسای کشورهای عضو اتحاديه از موضوعات مهم دستورکار مذاکرات بوده است. بروز بحران نفت و گاز در روابط روسيه و همسايگانش بر سرقيمت نفت و گاز و ترانزيت آن به اروپا سبب نگرانی اروپا از آینده تامین انرژی مورد نیاز خود شده است. بنابر این تامین انرژی به شکل مطمئن به عنوان چالش عمده اروپا محسوب  می شود و نیاز فوری به متنوع ساختن راه های تامین انرژی و سرمایه گذاری در این زمینه وجود دارد. از سوی دیگر روند مصرف انرژی های فسیلی در سالهای آینده نیز سیر صعودی خود را طی خواهد نمود و وابستگی اروپا به واردات انرژی بویژه نفت و گاز تا سال 2030 به 70 درصد خواهد رسید. این مسئله با توجه به رقابتهای جدید ژئوپلتیکی در خاورمیانه و منطقه آسیای مرکزی و قفقاز بین قدرتهای عمده از جمله آمریکا، روسیه و تاحدودی چین به منظور دستیابی و کنترل بر منابع انرژی و مسیرهای انتقال آن، تبدیل به اولویت اول سیاست انرژی اتحادیه شده است. به همین دلیل مشاهده می کنیم که از ابتدای سال 2007 انرژی موضوع اصلی سیاستهای داخلی اتحادیه اروپایی و سیاست خارجی آن در روابط با کشورهای ثالث بویژه کشورهای همسایه و کشورهای منطقه آسیای مرکزی و قفقاز تبدیل شده است.   

 

تقاضای انرژی در جهان و اروپا:

بر اساس آمار آژانس بین المللی انرژی تا سال 2015 میلادی تقاضا برای انرژی 25 درصد افزایش خواهد یافت. روند روبه رشد مصرف انرژى بويژه نفت در سراسر جهان همچنان ادامه دارد. با وجود تمام تحقيقات و سرمايه گذارى هاى گسترده اى كه در سراسر جهان براى توليد انرژى هاى جايگزين و تجديد پذير صورت گرفته، مصرف نفت و گاز طى سال های گذشته همچنان مقام اول را داشته و وابستگى اقتصادى كشورها به عرضه نفت و گاز كماكان در حال افزايش است.

در این میان مصرف گاز طبيعی رشد سريعی را شاهد بوده و پيش بينی می‌شود كه مصرف اين ماده سوختی سريعترين رشد را در ميان حامل‌های انرژی در سطح جهان طی 20 سال آتی بخود اختصاص دهد. در سالهای اخير گاز جاى خود را در سبد مصرف سوخت پيدا كرده است، به گونه اى كه ادامه سرمايه گذارى ها و اكتشافات نشان مى دهد مصرف اين نوع از سوخت جداى از آثار مثبت زيست محيطى داراى صرفه اقتصادى نیز هست. امروزه سهم گاز در كل مصارف جهانى انرژى به بيش از ۲۳ درصد رسيده است؛ اين آمار در شرايط فعلى كه روزانه ۸۵ ميليون بشكه نفت دربازارهاى جهانى ارائه مى شود آمار قابل توجهى است. طبق گزارش شرکت بريتيش پتروليوم توليد جهانى گاز در سال ۲۰۰۵ ميلادى به ۲۷۶۳ میلیارد متر مكعب رسيده است. در این گزارش مصرف گاز در پايان سال ۲۰۰۵ هم ۲۷۴۹ میلیارد متر مكعب اعلام شده است. اين ارقام نشان می دهد كه امروزه هر ميزان توليد گاز با تقاضاى فورى مواجه خواهد بود و مادامى كه ميادين جديد در مسير توسعه قرار مى گيرند به سرعت پروژه هاى جديدى نيز با پايه مصرف گاز تعريف مى شوند.

 

طبق گزارش مركز آمار اتحاديه اروپايي (يورو استات) وضعيت وابستگی اتحاديه 27 عضوی به انرژيهای فسيلی و تجديد پذير در سال 2005 مطابق نمودار زير بوده است.

 

 

در اروپا نیز مجموع مصرف انرژی در سال ۲۰۰۶ نسبت به سال پیش از آن ۵/۱ درصد افزایش یافته است. در اين ميان دانمارك به بيشترين درصد رشد مصرف انرژى يعنى ۱۲‎/۷درصد و سوئد به بيشترين درصد كاهش مصرف انرژى يعنى ۶‎/۹درصد رسيده اند. طبق مطالعات انجام شده ميزان مصرف گاز طبيعی در اتحاديه اروپايی به 725 ميليارد متر مكعب در سال 2025 خواهد رسيد. اين در حالی است كه اعضای اتحاديه اروپايی تنها 2 درصد از منابع گاز طبيعی جهان را در اختيار دارند. تحقيقات انجام شده بيانگر آن است كه مصرف گاز در اين منطقه تا سال 2025 حدوداً دو برابر خواهد شد. روند افزايش مصرف گاز در سال‌های آينده موجب خواهد شد كه اتحاديه اروپايی به وارد كننده اصلی گاز تبديل شود و پيش بينی می‌گردد كه در سال 2010 گاز طبيعي 26 درصد از انرژی مصرفی اتحاديه اروپايی را تشكيل دهد. مطالعات انجام شده نشان می‌دهد نرخ رشد مصرف گاز در اروپا تا سال 2020 رقمی معــــادل 4/2 درصد در سال خواهد بود. مصرف گاز در 12 كشور الحاقی به اتحاديه اروپايی نيز در حال افزايش است. 25 درصد از انرژی مصرفی در اين كشورها به گاز طبيعی اختصاص دارد.

 

کميسيون اروپايی پيش بينی کرده که وضعيت وابستگی اتحاديه به انرژيهای فسيلی و تجديد پذير در سال 2030 به مختصات نمودار ذيل تغيير خواهد نمود.

از سوی ديگر بهره‌گيری از گاز طبيعی برای توليد برق در بسياری از كشورهای اروپايی، باعث افزايش مصرف اين حامل انرژی شده است. قرار است نيروگاه‌های زغال سوز قديمی با نيروگاه‌های گاز سوز جديد جايگزين شوند. ضمن اينكه قرار است فعاليت بخشی از نيروگاه‌های هسته‌ای نيز طی 10 سال آينده متوقف شوند. افزايش مصرف گاز در اتحاديه به ملاحظات زيست محيطی نيز مربوط می‌شود. علاوه بر آن دسترسی روزافزون به منابع گاز روسيه، الجزاير، نروژ و ليبی از طريق خطوط لوله باعث اين افزايش مصرف شده است. تامين چنين رشد قابل ملاحظه‌ای در مصرف آتي اروپا مستلزم پيش بيني منابع قابل اتكای عرضه گاز از خارج از منطقه است.

 

 

مصرف گاز در جهان و اروپا

 

 

براساس اطلاعات مرکزآمار اتحادیه (یورواستات) در سال 2006 مصارف خانگی و بخش خدمات با 3/41 درصد، حمل و نقل با 7/30 درصد و صنعت با 9/27 درصد به ترتيب بيشترين سهم از انرژی اتحاديه را مصرف می كنند. وابستگی اتحادیه اروپایی به واردات انرژی در سال 2005 در حدود 50 درصد بوده است. 80 درصد از نفت و 5/54 درصد از گاز مصرفی اتحادیه از خارج تامین شده است.

 


 

 

میزان مصرف انرژی در اتحادیه اروپایی در سال 2004(میلیون تن)

کشورها

نفت

سوختهای جامد

گاز

الکتریسته

انرژی تجدیدپذیر

کل

بلژیک

6/16

3/2

6/10

9/6

5/0

9/36

جمهوری چک

7/6

3/4

6/6

6/4

8/0

1/23

دانمارک

2/7

3/0

7/1

8/2

7/0

7/12

آلمان

5/90

6/10

63

1/44

9/5

1/214

استونی

9/0

1/0

2/0

5/0

5/0

2/2

یونان

9/13

6/0

5/0

3/4

1

2/20

اسپانیا

1/52

9/1

8/16

8/19

8/3

3/94

فرانسه

74

8/4

4/33

8/35

9/9

9/157

ایرلند

5/7

5/0

3/1

2

2/0

5/11

ایتالیا

59

1/4

7/40

4/25

2

2/131

قبرس

4/1

0

-

3/0

1/0

8/1

لتونی

2/1

1/0

5/0

5/0

1/1

3/3

لیتوانی

5/1

2/0

5/0

7/0

6/0

4/3

لوکزامبورگ

3

1/0

7/0

5/0

0

3/4

مجارستان

5/4

7/0

5/7

7/2

7/0

2/16

مالت

3/0

-

-

2/0

-

5/0

هلند

4/17

6/1

7/21

9/8

4/0

9/49

اتریش

4/11

5/0

9/4

8/4

5/2

1/24

لهستان

3/17

3/11

3/8

6/8

9/3

4/49

پرتقال

2/12

1/0

3/1

8/3

5/2

8/19

اسلوونی

3/2

1/0

7/0

1/1

4/0

6/4

اسلواکی

2

5/1

1/3

1/2

3/0

9

فنلاند

2/8

1

3/1

1/7

3/5

9/22

سوئد

6/11

2/1

7/0

2/11

1/5

9/29

انگلیس

2/65

7/4

51

2/29

7/0

7/150

اتحادیه 25

1/488

3/52

9/276

9/227

49

2/1094

 


 

اتحاديه اروپايی و ضرورت تنوع بخشی به منابع گاز وارداتی:

افزايش رشد اقتصادی  كشورهای اروپايی از يك طرف و محدوديت استفاده از نيروگاه‌های اتمی و محدود كردن سوخت مايع به دليل پروتكل كيوتو از طرف ديگر باعث خواهد شد مصرف گاز اروپا به 725 ميليارد متر مكعب در سال 2025 بالغ گردد كه در آن صورت روسيه، الجزایر و نروژ نيز قادر به تامين اين مقدار گاز نخواهد بود. از سوی ديگركشورهای اروپايی نمی‌خواهند بیشتر وارداتشان از يك كشور صورت گيرد، لذا تمايل دارند بخشی از واردات آينده خود را از آسيای مركزی و حوزه دريای خزر، ايران و قطر تامين نمايند تا هم شرايط تامين مطمئن گاز فراهم شود و هم قيمت گاز را رقابتی نمايند؛ زیرا وابستگی به واردات گاز ریسک کشورهای مصرف کننده را در برابر نوسانات عرضه بسیار بیش از وابستگی به نفت بالا می برد.

عمده‌ترين گزينه‌های مطرح برای تامين كسری گاز اروپا شامل مناطق: شمال افريقا، حوزه دريای خزر و آسيای مركزی و قفقاز، خليج فارس، افريقای غربی و آمريكای جنوبی است. روسيه بزرگترين صادر كننده گاز به اروپا است. روسيه در سال 2005 به ميزان 107 ميليارد متر مكعب گاز يعنی 7/36 درصد گاز مصرفي اتحاديه اروپايی را تامين كرده است. سازمان بين‌المللی انرژی پيش بينی كرده كه تامين گاز اتحاديه از سوی روسيه در سال 2030 به 244 ميليارد متر مكعب افزايش یابد. كشورهای اروپای مركزی و شرق نيز بين 70 تا 100 درصد گاز مصرفی خود را بوسيله خط لوله از روسيه وارد می‌كنند و انحصار واردات گاز اين کشورها در اختيار روس‌ها می‌باشد. در سال‌های اخير كشورهای لهستان، مجارستان، چك و اسلواكی برای كاهش وابستگی خود به واردات گاز از روسيه به سوی خريد گاز LNG روی آورده‌اند. روسيه قصد دارد ميزان صادرات خود را به اروپا از 107 ميليارد متر مكعب در سال 2005 به 200 ميليارد مترمكعب تا سال 2010 افزايش دهــــد. اعضای اتحادیه در سال 2005 نیز 199 میلیون تن نفت خام از روسیه وارد کرده اند که 4/36 درصد نفت وارداتی اتحادیه را شامل می شود.

قزاقستان، تركمنستان، ازبكستان و جمهوری آذربايجان گزينه های دیگر برای تامين نياز واردات گاز اروپا در منطقه آسيای مركزی و قفقاز هستند كه هم اكنون تلاشهایی به منظور رفع موانع و محدوديت‌های سياسی و اقتصادی برای ورود آنها به بازار گاز اروپا در حال انجام است. ارائه طرح اينوگيت و چارچوب همکاری با کشورهای حوزه دریای خزر، دریای سیاه و همسایگان آنها در عرصه انرژی نيز در راستای اين نياز اروپا شكل گرفته است.  


 

واردات نفت خام و گاز اتحادیه در سال 2005 از کشورهای مختلف

 

کشورها و مناطق

نفت

 

 

کشورها و مناطق

گاز

 

( ميليون تن)

درصد

(ميليارد متر مکعب)

درصد

روسيه و کشورهای آسيای مرکزی

6/199

4/34

روسيه

107

7/36

نروژ

1/90

4/16

نروژ

71

5/24

عربستان سعودی

61

1/11

الجزاير

6/55

1/19

ليبی

5/50

2/9

مناطق غير مشخص

5/29

1/10

ايران

5/34

3/6

نيجريه

7/10

7/3

خاورميانه

9

6/1

قطر

6/4

6/1

ديگر مناطق

9/103

9/18

مناطق ديگر

7/12

4/4

کل

5/548

100

کل

1/291

100

 

الجزاير، ليبی و مصر مهمترين منابع تامين گاز وارداتی اروپا در منطقه شمال افريقا هستند. الجزاير بیش از 30 سال است که به اروپا گاز صادر و در حال حاضر 19 درصد گاز اتحادیه را تامین می کند و بعد از روسیه و نروژ، سومین تامین کننده عمده گاز اتحادیه       می باشد. این کشور صادرات گاز از طريق LNG را نیز به اروپا آغاز كرده و برنامه‌هايی براي افزايش سقف فعلی سالانه 55 ميليارد متر مكعب به 120 ميليارد متر مكعب را تا سال 2020 دارد. دو پروژه خط لوله در زیر دریای مدیترانه برای اتصال به شبکه های گاز رسانی در اسپانیا(Medgaz) و ایتالیا(Galsi) که هر کدام به ظرفیت 8 میلیارد متر مکعب است، در حال ساخت می باشند و پیش بینی می شود تا سال 2010 تکمیل گردند. الجزایر و کشورهای شمال افریقا همچنین در حال توسعه و ارتقای 4 طرح LNG خود می باشند. اجرای این طرحها توانایی و امکانات این کشورها را در صادرات گاز به اروپا به شدت افزایش خواهد داد.  لازم به ذكر است جنوب اروپا بیشتر بازار عمده LNG است. به عنوان مثال اسپانيا و پرتغال در حال حاضر به واردات گاز به صورت LNG وابسته هستند. کشورهای واقع در شمال و غرب اروپا بطور عمده از طريق خط لوله گاز خود را تامين می كنند.

 

 

جایگاه ایران در تامین گاز اروپا :

 

ايران علاوه بر ذخاير عظيم گاز از يك موقعيت ممتاز جغرافيايی برای صادرات گاز به اروپا برخوردار است. اقبال برخی از کشورهای اتحادیه اروپایی به خرید گاز از ایران نشان دهنده اهمیت غیر قابل انکار کشورمان در بازار گاز این اتحادیه است. تلاش شرکتهای اروپایی در توسعه همکاری ها و عقد قراردادهای گازی با ایران، ناشی از وجود تمایل قوی برای استفاده از منابع گازی ایران است که ظرفیت رشد و افزایش را نیز دارد.

از سوی دیگر بزرگترين بازار بالقوه صادرات گاز ايران، بازار اتحاديه اروپايی است. ضمن اینکه بازار اروپا، بازاری شفاف، باثبات و قوانین و مقررات حاکم بر آن بر اساس قوانین بین المللی است و می توان با تامین امنیت عرضه گاز این بازار، امنیت تقاضا را نیز برآورده ساخت. آغاز همکاری بین ایران و اتحادیه اروپایی در بخش انرژی نیز تسریع کننده فرآیند توسعه روابط سیاسی و اقتصادی دوجانبه خواهد بود.

ولی بدون تردید از نگاه اروپا تفاوت زیادی میان توانایی های بالقوه و بالفعل در زمینه گاز وجود دارد. ایران علیرغم دارا بودن ذخـاير عظیم گازی در جهـان(6/26 تريليون متر مكعب) فاقد نقشی متناسب با ذخاير خود در بازارهاي جهاني است. از صادرات 87/454  ميليارد متر مكعب گـــــاز در دنيا از طريق خط لوله طی سال 2003 سهم ايران تنها 76/0 درصد است و در بين كشورهای صادركننده گاز از طريق خط لوله در جايگاه شانزدهم جهانی قرار دارد. در صورت محاسبه صادرات گاز به صورت مايع، سهم ايران  نيم درصد بوده است. در حالی که روسيه با برخورداری از حدود 30 درصد از ذخاير اثبات شده گاز جهـان، سهمی معادل 29 درصـد را بخود اختصـاص داده است. الجزاير نيز با برخورداری از 9/2 درصد از ذخاير اثبات شده گاز، دارای سهمی در حدود 10 درصد از كل صادرات گاز دنيا می باشد. سهم قطر از بازار صادرات گاز نيز 2/3 درصد است. نمودار زیر ميزان صادرات گاز ايران را در مقـايـسه با صـادرات جهـانی گاز به صـورت خـط لوله و LNG را نشـان می‌دهـد.  

 

 

ايران در حال حاضر تنها به ترکيه گاز صادر می کند و هيچ گونه نقشی در بازار گاز اروپا ندارد. در حال حاضر روسيه بزرگترين صادر كننده گاز به اروپا است. روسيه در سال 2005 به ميزان 107 ميليارد متر مكعب گاز يعني 7/36 درصد گاز مصرفي اتحاديه اروپايي را تامين كرده است. سازمان بين‌المللي انرژي پيش بيني كرده كه تامين گاز اتحاديه از سوي روسيه در سال 2030 به 244 ميليارد متر مكعب افزايش يابد.

با توجه به افزايش مصرف گاز در اروپا، در صورتی که حوزه پارس جنوبی به ساختار اروپا متصل گردد، ايران می تواند پس از الجزاير تامين کننده عمده گاز باشد. اما بدون ترديد از نگاه اروپا تفاوت زيادي ميان توانايي هاي بالقوه و بالفعل در زمينه گاز وجود دارد. برای ايفای نقش در بازار جهانی گاز، نياز به سرمايه گذاری عظيمی است.

در زمينه صادرات نفت به اروپا ايران با صادرات بيش از 12‌ميليارد يورو به عنوان پنجمين كشور تامين‌كننده نياز اتحاديه اروپايي به نفت‌خام در سال 2007 شناخته شده است و 9/5 درصد نياز اتحاديه اروپايي به نفت‌خام را تامين كرده است. صادرات نفت خام ايران به اين اتحاديه در سال 2007نزديك به 6‌درصد در مقايسه با سال 2006 كاهش داشته است. روسيه با صادرات 62‌ميليارد يورو نفت‌خام بزرگ‌ترين صادركننده اين محصول به اتحاديه اروپايي در سال 2007 شناخته شده است. اين كشور 30‌درصد نياز اروپا به نفت‌خام در سال 2007 را تامين كرده است. نروژ با 32‌ميليارد يورو، ليبي با 21‌ميليارد يورو و عربستان با 13‌ميليارد يورو نيز به ترتيب در رتبه‌هاي دوم تا چهارم کشورهاي تامين کننده نفت خام اتحاديه قرار گرفته اند. قزاقستان با 2/10‌ميليارد يورو، الجزاير با 1/7 ‌ميليارد يورو، عراق با 7/6‌ميليارد يورو، آذربايجان با 5/6‌ميليارد يورو و نيجريه با 3/6‌ميليارد يورو به ترتيب در رده هاي بعدي قرار دارند.

 

مسيرهاي انتقال گاز به اروپا از طریق ترکیه:

اتحادیه اروپایی به منظور تامين امنيت عرضه انرژی و متنوع سازی منابع و مسيرهای عبور انرژی به اروپا  که از اهميت زيادی برای اتحادیه برخوردار است، همزمان چند راهکار را برای به حداقل رساندن نگرانی های خود در تامین بلند مدت انرژی در پیش گرفته است. یکی از این راهکارها تنوع بخشی به شرکای انرژی و ایجاد خطوط لوله نفت و گاز جدید برای کاهش وابستگی به منابع انرژی روسیه و راههای این کشور است. در اين ميان اتصال شبكه‌های انتقال انرژی اروپا به منابع نفت و گاز دريای خزر و ظرفيت‌های موجود منابع گاز کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز و ايران جهت عرضه گاز به اروپا مورد توجه اتحاديه قرار گرفته است. صادرات گاز از این منطقه به اروپا بوسیله خط لوله از مسيرهای زیر امكان پذير است:

1) مسير تركيه بلغارستان رومانی مجارستان اتريش (پروژه نابوکو)

2) مسير تركيه يونان ايتاليا

هريك از اين مسيرها دارای ويژگی‌های خاص خود می‌باشند. در انتخاب مسيرها عواملی از قبيل كوتاهتر بودن مسير، امنيت مسير، تمايل مشتری، شرايط كشورهای واقع در مسير، هزينه‌ها و موارد ديگر مطرح است.

در استراتژی شبکه های اروپایی انرژی اتحادیه اروپایی، علاقمندی زیادی به اجرای پروژه نابوکو ابراز شده و این پروژه به عنوان یک پروژه دارای اولویت برای اتحادیه مطرح گردیده است. در اجلاس سران اتحادیه در مارس 2007 نیز پروژه نابوکو مورد تاکید دوباره آنها قرار گرفت، زیرا می تواند ضمن مقابله با سلطه طلبی مسکو در منطقه آسیای مرکزی و قفقاز، به کاهش وابستگی به منابع انرژی روسیه و انحصار این کشور در عرصه انرژی اروپا منجر شود. با توجه به اینکه ساخت چنین خط لوله ای می تواند موفقیت بزرگی برای اتحادیه باشد، بیشترین حمایت از این پروژه صورت می گیرد.

اتحادیه همچنین در سال 2007 استراتژی جدید خود را در مورد آسیای مرکزی ارائه داد. در این استراتژی، همکاریهای انرژی با کشورهای این منطقه از اهمیت زیادی برخوردار است. ایجاد نمایندگی در 5 کشور آسیای مرکزی به منظور تقویت همکاریها و نظارت بر پیشرفت آن از دیگر ابعاد این استراتژی می باشد که نشان دهنده عزم اتحادیه برای پیشبرد سیاست جدید است. تامین مالی مطالعات امکان سنجی پروژه نابوکو توسط کمیسیون اروپایی و تعیین آقای ون آردتسن به عنوان هماهنگ کننده ارشد برای پیشبرد سریعتر پروژه نابوکو نیز نشان دهنده عزم جدی اتحادیه برای اجرای این پروژه می باشد.

آقای پیبالگز، کمیسیونر انرژی اتحادیه اروپایی نیز در مقاطع مختلف بر تعهد اتحادیه جهت اجرای پروژه نابوکو به عنوان چهارمین شاهرگ واردات گاز به اروپا تاکید ورزیده است. وی در کنفرانس انرژی در تاریخ 15 خرداد سال جاری (پنجم ژوئن 2007) در استانبول تحت عنوان "تركيه و اتحاديه اروپایی: همه با هم برای سياست انرژی اروپا" بار دیگر بر اجرای این پروژه تاکید نمود. کمیسیونر انرژی اتحادیه در این کنفرانس ضمن اذعان به مشکلات موجود بر سر راه خط لوله نابوکو، تاکید کرد که این خط لوله به عنوان مسیر اصلی انتقال گاز از آسیای مرکزی و حوزه دریای خزر به اروپا می باشد و از بانک سرمایه گذاری اروپایی و بانک بازسازی و توسعه اروپایی خواست برای کمک به اجرای این پروژه، سرمایه گذاری بیشتری ارائه کنند. بنابر این انتصاب هماهنگ کننده پروژه نابوکو و احتمال عرضه کمک های مالی، به پیشرفت سریع تر این پروژه کمک خواهند نمود.

 

پروژه نابوکو:

این پروژه که از سال 2002 با تشکیل کنسرسیومی متشکل از شرکتهای نفت و گاز کشورهای اتریش(OMV)، بلغارستان(بلغار گاز)، رومانی(ترانس گاز)، مجارستان(مول) و ترکیه(بوتاش) با هدف انتقال گاز از کشورهای آسیای مرکزی و حوزه دریای خزر و ایران به اروپا تشکیل گردید، در دو مرحله طراحی شده است. در مرحله اول قرار است منابع گاز جمهوری آذربایجان و ایران را از طریق ترکیه به اروپا منتقل نماید. در مرحله دوم هم با ساخت یک خط لوله در بستر دریای خزر منابع گاز آسیای مرکزی را به اروپا انتقال خواهد داد. مطالعات امکان سنجی برای بررسی اقتصادی و عملی بودن و ملاحظات زیست محیطی طرح از سال 2006 شروع شده و قرار است نتایج اولیه آن در دسامبر 2007 و گزارش نهایی هم در دسامبر 2008 ارائه شود. طول اين مسير از تركيه تا اتريش 3500 كيلومتر است و ظرفيت آن حداكثر به 30 ميليارد متر مكعب در سال می رسد. 10 ميليارد ميليارد متر مكعب از گاز در كشورهای مسير مصرف و 20 ميليارد متر مكعب گاز توسط اتريش به كشورهای ديگر صادر خواهد شد. هزينه تامين مالی طرح بر اساس برآوردهای اوليه 4/4 ميليارد يورو خواهد بود. در اين مسير اتريش نقش توزيع كننده اصلي را در مذاكرات دارد.

خاطر نشان می شود علیرغم تاکید مقامات اتحادیه بر اجرای پروژه های مختلف انتقال گاز به اروپا از جمله پروژه نابوکو برای کاهش وابستگی به منابع و خطوط انرژی روسیه، عملکرد کشورهای عضو اتحادیه در عرصه انرژی و تقابل منافع آنها برای تامین انرژی خود باعث شده است که پیشرفت زیادی در اجرای این پروژه حاصل نگردد. به عنوان مثال همزمان با پیگیری پروژه خط لوله گاز نابوکو از سوی اتریش، يونان نيز تمايل دارد به مركز ترانزيت انرژی اروپا تبديل گردد و بدين منظور درصدد امضای قرارداد با تركيه برای احداث خط لوله گاز است تا گاز منطقه آسیای مرکزی، حوزه دریای خزر و ايران را در مرزهای خود دريافت كند. تركيه و يونان در مارس 2002 يك توافقنامه 300 ميليون دلاری امضا كردند كه خط لوله گازی از تركيه به شمال يونان كشيده شود. پس از آن گاز از طریق لوله‌های زير دريا به ايتاليا منتقل خواهد شد. همچنین قراردادهای دوجانبه بین اعضای اتحادیه از جمله آلمان، ایتالیا، اتریش، فرانسه، یونان، مجارستان و بلغارستان با روسیه در زمینه نفت و گاز، جاه طلبی های اتحادیه را برای رسیدن به اهداف خود در زمینه امنیت تامین انرژی و مقابله با انحصار روسیه در عرصه انرژی اروپا با مشکل مواجه ساخته است و مانع آن شده که اتحادیه بتواند در این زمینه با روسیه با زبان واحدی سخن بگوید.

از سوی دیگر روسیه نیز با اقدامات خود سیاست اتحادیه اروپایی را در زمینه متنوع نمودن منابع انرژی و توجه به منابع انرژی آسیای مرکزی به عنوان جایگزین منابع روسیه با تردیدهای جدی مواجه ساخته است. برخی از تحلیل گران از قرارداد بین روسیه، ترکمنستان، قزاقستان و ازبکستان در زمینه انتقال گاز به اروپا به عنوان مانع بزرگ در راه اجرای پروژه نابوکو یاد می کنند. این مسئله می تواند رقابت های قدرتهای منطقه ای و جهانی را در عرصه منابع انرژی منطقه آسیای مرکزی و دریای خزر وارد مرحله جدیدی نماید.